ما
مردمی هستيم
وبلاگ
شبح
وقتی سيل خروشان مردم
را ديدم که يک صدا فرياد میزدند "زندانی
سياسی آزاد بايد گردد" بغضام ترکيد...
وقتی صبح تحصيلدار ادارهیمان را ديدم
که با کنجکاوی روزنامه را ورق میزند و
میپرسد: "کی خانم عبادی میآيد؟"
و وقتی پرسيدم : "برای چه میخواهی؟
گفت: "با خانمام با موتور میخواهيم
به فرودگاه برويم." باورم شد که امشب
تنها نيستم!
با کمترين تخمين دههزار نفر سرودخوان و
پایکوبان و دستافشان در فرودگاه حضور
داشتند و شعار میدانند شعر میخوانند و
فرياد میکشيدند.
خاتمی خاتمی خجالت خجالت
مرتضوی قاتل زهرا کاظمی
زرفشان آزاد بايد گردد
بانوی صلح جهان خوشآمدی به ايران
رفراندوم رفراندوم تنها نجات مردم
افسانه نوروزی آزاد بايد گردد
سيمای لاريجانی کجایی کجایی؟
کوسهی بازنشسته برگرد به باغ پسته
خاتمی خاتمی استعفا استعفا
...
چند جوان هم ديدم که عکس
چهگوارا را روی دست گرفته بودند.
از سرودهای که جمعيت میخوانند ياربستانی،
ای ايران و سرآمدزمستان را به ياد دارم.
حالا حتما در گزارشهای خبری خواهيد ديد
که چه اتفاقاتی افتاده است.
خانم عبادی خيلی مختصر صحبت کرد و گفت:
اين جايزه متعلق به همهی مردم است. بغض
خانم عبادی هم ترکيد و شروع به گريستن کرد.
خيلیها را ديدم از جمله خانم بنیاعتماد
و آقای جعفر پناهی و ابراهيم مختاری و خيلیهای
ديگه...
دارم از خستهگی از پا میافتم عکسها باشه
برای فردا...
راستی گروه کوچکی از انصار هم آمده بودنند
با پلاکارد سياه مردم سربهسرشان میگذاشتند
و آنها لبخند میزنند وقتی يکپاچه جمعيت
آنها را هو کرد! هيچ نداشتند بگويند جز
سکوت!
اين هم شبی بود...