کارگران اسير چنگال سرمايه

وبلاگ شبح

نيروی کار در جهان سرمايه‌داری مانند هر کالای ديگری خريد و فروش می‌شود. در جوامع سرمايه‌داری پيش‌رفته با توجه به تشکل‌های کارگری و مبارزات طولانی آن‌ها قيمت خريد نيروی‌کار به ارزش جايگزينی آن نزديک شده است. به عبارت ديگر نيروی‌کار به قيمتی خريده می‌شود که برای تجديد آن لازم است و کارگران شام که نيروی خود را به تمامی در کار تبلور می‌دهند و از کارخانه خارج می‌شوند دست‌مزدی دريافت می‌کنند که اين نيرو را جايگزين کنند و فردا صبح مجددا به "سرمايه" ارائه دهند. درست مانند مواد اوليه‌ی مصرف شده که مجددا برای توليد تهيه می‌شود و در اختيار دستگاه‌ها و کارگران قرار داده می‌شود تا چرخ توليد بچرخد. سرمايه‌داران "ارزش اضافه‌"ی به‌وجود آمده از کار نيروی کارگران را تصاحب می‌کنند. اما سرمايه‌دارن فقط به "ارزش اضافه" کارگران چشم ندوخته‌اند که به دزدی از دست‌مزد آنان نيز طمع‌دارند. به عبارت ديگر هر جا که بتوانند حتا دست‌مزدی که با آن کارگر بتواند نيروی خود را تجديد کند و به سر کار بيايد را نيز به او نمی‌دهند و نتيجه اين می‌شود که نيروی‌کارگران روز به روز مستهلاک شود و عمر مفيد کارگران کاهش پيدا کند و متوسط عمر کارگران کمتر از عمر غيرکارگارن باشد. در کشور ما که هيچ‌گونه تشکل کارگری مستقل وجود ندارد و سرمايه لجام گسيخته به استثمار کارگران مشغول است اين موضوع بشکل بسيار حادی وجود دارد.


در صفحه‌ی اول روزنامه‌ی شرق گزارش تکان‌دهندی از مرگ کارگر جوانی در ايران خودرو منتشر شده است. پيمان رضی‌لو در سن بيست و پنج ساله‌گی هنگام کار سکته‌ی قلبی می‌کند و جان خود را که قرار بود ذره ذره و در مدت سی‌سال به پای سرمايه بريزد يک جا تقديم آن کرد! اما چرا خبر به روزنامه کشيده شد؟ به دليل اين که کارگران هم‌کار او در ايران‌خودرو ابزار کارشان را زمين گذاشتند و اعتصاب کردنند تا اگر قرار است ذره ذره و ناگهانی جان خود را تقديم سرمايه کنند شرافت‌مندانه‌تر بميرند و چرخ له‌کننده‌ی سرمايه را از حرکت بازدارند از ايجاست که صاحبان سرمايه به تکاپو می‌افتند و مجبور به پاسخ‌گویی می‌شوند.


حداقل حقوق در ايران زير 100 دلار در ماه است و حداکثر آن با اضافه کار از 300 دلار در ماه تجاوز نمی‌کند با اين حال توليدات کارخانه‌یی مانند ايران خودرو از گران‌ترين اتومبيل‌های مشابه در جهان گران‌تر است. برای نمونه اتومبيلهای توليد ايران‌خودرو که با کارگرانی با دست‌مزد ماهانه 200 دلار و با مواد اوليه نامرغوب و ارزان و با سوبسيت‌های اجتماعی انرژی و اجاره‌بها و ... تهيه می‌شود به قيمتی بالاتر از ده‌هزار دلار به مردم فروخته می‌شود؟ اگر اين استثمار مضاعف و سؤمديريت نيست پس چيست؟


اين اتومبيل‌ها در هنگام توليد جان کارگران را می‌گيرند و بعد از توليد هم در تصادفات راننده‌گی که يکی از دلايل عمده‌اش نقص فنی خودروها است جان سرنشينانشن و با آلوده کردن هوا جان همه‌ی مردم را و ضمنا با مصرف سوخت بالا ذخاير ملی را به هدر می‌دهند معلوم نيست کدام فکر عليل و سودجو برای پرکردن کيسه‌اش حاضر است دست به اين همه جنايت در ابعاد وسيع بزند.

 


 


Back