کودتای آمريکايی در تهران

 


روزنامه‌ی نيويورک تايمز، روز شانزده ژوئن 2000 ، گزارش رسمی کودتای سی.آی ا. در سال 1953 عليه محمد مصدق ، نخست وزير ايران را روی سايت اينترنت (1) خود منتشر ساخت. در اين گزارش نام اغلب دست اندر کاران ايرانی ماجرا حذف شده است، اما مشخصات اکثر آنان را می‌توان بر روی سايت ديگری يافت(2). اين سند پر جاذبه حاوی افشاگری‌های مهمی در رابطه با شيوه‌ی اجرای اين عمليات است، و خواندن آن برای هر فردی که به مسائل داخلی ايران و يا سياست خارجی آمريکا علاقمند است ، ضروری است.


مارک گازيوروسكی*
منبع: فصلنامه "Manière de Voir" (وابسته به لوموند ديپلماتيك)
برگردان: ميترا شعبانی
پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۲

در ماه اوت سال 1953 ، محمد مصدق، نخست وزير ايران در پی کودتايی ساخته و پرداخته‌ی سی. آی. ا. سرنگون می‌شود. اما او چه جنايتی مرتکب شده است؟ ملی کردن نفت کشورش، که گويا با اين کار وی زمينه‌ی "گذار آن به پشت پرده‌ی آهنين" را فراهم می‌سازد ...

روزنامه‌ی نيويورک تايمز، روز شانزده ژوئن 2000 ، گزارش رسمی کودتای سی.آی ا. در سال 1953 عليه محمد مصدق ، نخست وزير ايران را روی سايت اينترنت (1) خود منتشر ساخت. در اين گزارش نام اغلب دست اندر کاران ايرانی ماجرا حذف شده است، اما مشخصات اکثر آنان را می‌توان بر روی سايت ديگری يافت(2). اين سند پر جاذبه حاوی افشاگری‌های مهمی در رابطه با شيوه‌ی اجرای اين عمليات است، و خواندن آن برای هر فردی که به مسائل داخلی ايران و يا سياست خارجی آمريکا علاقمند است ، ضروری است.

اين کودتا در دوره‌ی پر جوش و خروشی از تاريخ معاصر ايران و در اوج جنگ سرد بوقوع می‌پيوندد. در آن زمان محمد مصدق رهبر جبهه‌ی ملی است، تشکيلاتی که در سال 1949 بنيان نهاده شده و در جهت ملی کردن صنعت نفت، که تا آن زمان تحت سلطه‌ی انگليسی‌ها بود، و نيز دموکراتيزاسيون دستگاه سياسی کشور، مبارزه می‌کند. مردم ايران نيز به تدريج با شور و هيجان بسيار پيرامون اين دو محور عمده گرد آمده و جبهه‌ی ملی بسرعت به نيروی اصلی صحنه‌ی سياسی ايران مبدل می‌شود. در سال 1951 ، شاه ، محمد رضا پهلوی ناچار به ملی کردن صنعت نفت و انتصاب محمد مصدق به مقام نخست وزيری تن ميد هد و بدينسان دولت ايران آشکارا رو در روی دولت بريتانيا قرار می‌گيرد. اين دولت در مقابل به تدارک تحريم کامل نفت ايران پرداخته و تدابيری در جهت بر اندازی دولت مصدق در دراز مدت اتخاذ می‌کند.

ايالات متحده در آغاز مصمم به عدم مداخله است و انگليسی‌ها را به تأييد روند ملی شدن و در عين حال اقدام به مذاکراتی برای رسيدن به مصالحه‌ای دوستانه دعوت می‌کند، تا آنجا که در سپتامبر 1951 ، مانع از حمله‌ی لندن به ايران می‌شود. برغم آنکه تعداد قابل توجهی از زمامداران آمريکايی اعتقاد داشتند که پافشاری مصدق باعث عدم ثبات سياسی کشور شده و ايران را "در معرض خطر واقعی گذار به پشت پرده‌ی آهنين" قرار می‌دهد (صفحه‌ی III گزارش) ، موضع بيطرفانه ايالات متحده تا پايان دوره‌ی رياست هاری ترومن، در ژانويه‌ی 1953 ، ادامه ميابد. در نوامبر 1952 ، اندکی پس از انتخاب ژنرال دوايت آيزنهاور به مقام رياست جمهوری، مقامات بالای بريتانيايی به همتا‌های آمريکايی خود پيشنهاد می‌کنند که متفقآ کودتايی عليه مصدق به راه بياندازند. اينان در پاسخ می‌گويند که دولت ترومن هرگز به چنين عملياتی دست نخواهد زد، اما احتمالآ دولت آيزنهاور، که از ماه ژانويه زمام امور را بدست خواهد گرفت و مصمم به تشديد جنگ سرد است، می‌تواند اين کار را انجام دهد.

روايت سی. آی. ا. بخوبی شيوه‌ی تدارک عمليات را منعکس می‌کند. پس از تأييد پرزيدنت آيزنهاور در ماه مارس 1953 ، افسران سی. آی. ا. به مطالعه‌ی روشهای رهبری کودتا و بويژه مسأله جايگزينی نخست وزير می‌پردازند. آنان سريعآ در مورد فضل الله زاهدی، ژنرال بازنشسته‌ای که پيش از آنهم در توطئه‌های انگليس شرکت جسته بود، به توافق ميرسند. در ماه مه، يک مأمور سی. آی. ا. و يکی از متخصصين ايران در سرويس اطلاعاتی مخفی (اس. ای. اس) بريتانيا، مدت دو هفته در نيکوزيا (قبرس) روی نسخه‌ی ابتدايی طرح عمليات کار می‌کنند. مسئولين سی. آی. ا. و اس. ای. اس اين طرح را مورد بازبينی قرار داده و سرانجام نسخه‌ی نهايی در اواسط ژوئن در لندن تنظيم می‌شود.

اين طرح شامل شش مرحله اصلی است. نخست، آنتن ايرانی سی. آی. ا. و مهمترين شبکه‌ی اطلاعاتی بريتانيا در ايران، که در آن زمان توسط برادران رشيديان اداره ميشد، می‌بايست از طريق تبليغات و ديگر فعاليت‌های سياسی زيرزمينی به تضعيف دولت مصدق بپردازند. آنگاه فضل الله زاهدی شبکه‌ای از افسرانی قادر به پيشبرد کودتا را سازمان دهد. در مرحله‌ی سوم، سی. آی. ا. ميبايست همکاری تعدادی کافی از نمايندگان مجلس را "خريداری نمايد" تا از مخالفت قوه‌ی مقننه با مصدق اطمينان حاصل کند. سپس تلاشهايی جدی در جهت متقاعد ساختن شاه در حمايت از کودتا و نخست وزيری زاهدی صورت گيرد، حتی اگر از ابتدا کاملآ روشن بود که عمليات در هر حال، با رضايت شاه و يا بدون آن، انجام خواهد پذيرفت.

آنگاه سی. آی. ا. می‌بايست ، به شکلی " تقريبآ قانونی"، با براه انداختن يک بحران سياسی که به سلب صلاحيت مجلس از مصدق بيانجامد، دولت وی را سرنگون سازد. اين بحران در پی تظاهرات اعتراض آميزی به ابتکار رهبران مذهبی، پا گرفته ، شاه را متقاعد به ترک کشور کرده و جوی بوجود خواهد آورد که مصدق ناچار به استعفا شود. و سر انجام، اگر اين اقدامات به شکست انجاميدند، شبکه‌ی نظامی فضل الله زاهدی با کمک سی. آی. ا. قدرت را بدست خواهد گرفت.


سه مرحله‌ی اول طرح در واقع همزمان با تدار ک "طرح لندن" آغاز شدند. روز 4 آوريل، شاخه‌ی سی. آی. ا. در تهران، يک ميليون دلار به منظور "سرنگونی مصد[ق] به هر وسيله‌ای که شده" در يافت می‌کند. اين شاخه از ماه مه، با کمک برادران رشيديان، مبارزه‌ای تبليغاتی بر عليه مصدق آغاز کرده و ظاهرآ، عمليات زير زمينی ديگری را نيز عليه او سازمان می‌دهد. اين تلاشها به شکل بارزی در هفته‌های ماقبل کودتا تشديد می‌شوند.

سی. آی. ا.، در ماه آوريل، با فضل الله زاهدی تماس گرفته و 000 60 دلار ( و شايد بسيار بيش از اين) ، به منظور "يافتن متحدين جديد و اعمال نفوذ بر شخصيت‌های کليدی" به حساب او واريز می‌کند (صفحه‌ی B15). گزارش رسمی منکر آنست که افسران ايرانی نيز در اين رابطه خريداری شده باشند؛ با اين وجود مشکل بتوان تصور نمود که فضل الله زاهدی اين پول را به مصرف ديگری رسانده باشد. ديری نخواهد پاييد که سی. آی. ا. در مورد قابليت‌های زاهدی دچار ترديد شده و به "عدم قاطعيت و فقدان انرژی و استراتژی مشخص" وی پی می‌برد و در می‌يابد که او قدرت سازماندهی يک شبکه‌ی نظامی قادر به رهبری کودتا را ندارد. لذا اين وظيفه به يک سرهنگ ايرانی مأمور سی. آی. ا. سپرده می‌شود.

از اواخر ماه مه 1953 ، به شاخه‌ی سی. آی. ا. اختيار داده می‌شود تا هر هفته حدود 000 11 دلاربرای خريد همکاری نمايندگان مجلس صرف کند، امری که به شدت باعث رشد اپوزيسيون سياسی عليه مصدق می‌شود. وی با فرا خواندن نمايندگان وفادار بخود به استعفا برای ممانعت از رسيدن به حد نصاب برای رسميت يافتن مجلس، واکنش نشان می‌دهد. لذا سی. آی. ا. برای مقابله با او سعی در متقاعد ساختن برخی از نمايندگان در امتناع از استعفا می‌نمايد. اوايل ماه اوت، مصدق رفراندوم دستکاری شده‌ای را سازمان ميدهد که طی آن مردم به شکلی گسترده به انحلال مجلس و برگزاری انتخابات جديد رأی ميدهند. اين امر مانع پيش برد نسخه‌ی "کم و بيش قانونی" طرح سی. آی. ا. می‌شود، اما اين سازمان کماکان به تبليغات خود برای نسبت دادن تقلبات انتخاباتی به شخص مصدق ادامه می‌دهد.

روز 25 ژوئيه، سی. آی. ا. ، يک روند طولانی "فشار" و "ارعاب" برای متقاعد ساختن شاه به حمايت از کودتا و پذيرش انتصاب فضل الله زاهدی به نخست وزيری را آغاز می‌کند. در طی سه هفته‌ی آينده، چهار تن از مأموران سی. آی. ا. همه روزه به منظور جلب همکاری شاه با وی ملاقات می‌کنند. روز 12 و 13 اوت، سرانجام او برغم ترديدهايش، رضايت می‌دهد و فرمان‌های خلع مصدق و انتصاب زاهدی به امضاء شاه ميرسند. ظاهرآ ملکه ثريا نقش مهمی در اين امر داشته است.


روز 13 ماه اوت، سی. آی. ا. به سرهنگ نعمت الله نصيری مأموريت می‌دهد تا فرمانهای زاهدی و مصدق را به آنان ابلاغ نمايد. اما به درازا کشيدن مذاکرات با شاه به جنبه‌ی محرمانه‌ی عمليات خدشه وارد آورده و يکی از افسران درگير، توطئه‌ی در شرف وقوع را افشا می‌کند. لذا در شب 15 به 16 اوت، قبل از ابلاغ فرمان اول، مصدق دستور دستگيری نصيری را صادر می‌نمايد و در پی آن چند تن ديگر از توطئه گران نيز بازداشت می‌شوند. سی. آی. ا. که چنين احتمالی را از نيز مد نظر داشت، واحد‌های نظامی هوادار زاهدی را برای تصرف نقاط حساس تهران آماده کرده بود. اما اين افسران پس از دستگيری نصيری ناپديد شده و تلاش نخست کودتا به شکست ميانجامد.

زاهدی و تعدادی ديگر از شخصيت‌های در گير به مخفيگاه‌های سی. آی. ا. پناهنده می‌شوند. شاه به تبعيد می‌گريزد، نخست به بغداد، سپس به روم، و کرميت روز ولت، رئيس شاخه‌ی محلی سی. آی. ا. به واشنگتن اطلاع می‌دهد که کودتا شکست خورده است. وی اندکی بعد دستور توقف عمليات و مراجعت به ايالات متحده را دريافت می‌کند.

اما کرميت روزولت و تيم او تصميم می‌گيرند که به ابتکار تازه‌ای دست بزنند. آنان رو نوشت فرمان‌های شاه را به رسانه‌ها می‌دهند تا افکار عمومی را عليه مصدق برانگيزند. طی دو روز آينده، دو مأمور عمده‌ی ايرانی آنان نيز به يک سلسله عمليات "سياه" در همان جهت دست می‌زنند. آنان به منظور تحريک ايرانيان مؤمن بر عليه مصدق، در قالب اعضای حزب کمونيست قدرتمند توده، اقدام به تهديدات تلفنی شديد الحنی عليه رهبران روحانيت و همچنين "سو ء قصد‌ی ساختگي" به خانه‌ی يکی از روحانيون می‌نمايندند. آنان در روز 18 اوت ، تظاهراتی براه می‌اندازند که شرکت کنندگان آن خودرا هوادار حزب توده قلمداد می‌کنند. به تحريک اين دو مأمور ايرانی، تظاهر کنندگان دفاتر يک حزب سياسی را غارت نموده، مجسمه‌های شاه و پدرش را سرنگون می‌کنند و بدين ترتيب تهران را دچار هرج ومرج می‌سازند. حزب توده، پس از پی بردن به اين توطئه‌ها، به اعضای خود توصيه می‌کند که از خانه‌های خود خارج نشوند، امری که مانع از مقابله‌ی آنان با تظاهر کنندگان ضد مصدق که فردای آنروز به خيابان‌ها ميريزند می‌شود.

صبح روز 19 اوت، اينان رفته رفته در حوالی بازار تهران اجتماع می‌کنند. گزارش سی. آی. ا. اين تظاهرات را "تا حدی خود بخودی" توصيف می‌کند، اما ميافزايد که "زمينه‌ی مساعد‌ی که در پی حرکت سياسی [سی. آی. ا.] ايجاد شده بود نيز در براه اندازی [تظاهرات] مؤثر بود". در واقع، افشای فرمانهای شاه، تظاهرات "ساختگی" توده‌ايها و ساير عمليات "سياه" که طی روزهای گذشته به مرحله‌ی اجرا در آمده بودند، باعث جذب تعداد زيادی از ايرانيها به اين تظاهرات شدند.

بدينسان تنی چند از اعضای ايرانی تيم سی. آی. ا. تظاهرات تهران را رهبری و واحدهای ارتش را متقاعد به پشتيبانی از آنان می‌کنند. اينان در عين حال جمعيت را به حمله به دفتر مرکزی حزب هوادار مصدق «ايران»، و به آتش کشيدن يک سالن سينما و چند دفتر مطبوعاتی تحريک می‌کنند. سپس واحد‌های نظامی ضد مصدق به تدريج شهر تهران را در دست گرفته، ايستگاه‌های راديويی و ساير نقاط حساس را به تصرف خود در می‌آورند. نبردهای شديدی در می‌گيرد، اما سر انجام نيروهای هوادار نخست وزير شکست می‌خورند. مصدق مخفی شده اما فردای همانروز خودرا تحويل می‌دهد.

گزارش سی. آی. ا. دو پرسش اساسی را بی پاسخ می‌گذارد. نخست آنکه، ريشه‌های خيانتی که به شکست اولين اقدام کودتا انجاميد را روشن نکرده است و آنرا تنها به "عدم رازداری يکی از افسران ارتش درگير" نسبت می‌دهد. دوم آنکه اين متن نه در مورد چگونگی تأثير حرکت سياسی سی. آی. ا. در تقويت سازماندهی تظاهرات 19 اوت توضيح می‌دهد و نه در رابطه با اهميت اين حرکت در براه اندازی اين تظاهرات. گزارشات ديگری که پس از مصاحبه‌های متعدد با دست اندرکاران درجه‌ی اول عمليات نوشته شده‌اند، ادعا دارند که تيم سی. آی. ا. به رهبران مذهبی نيز مبالغی پرداخت کرده است، البته احتمال دارد که اين امر بدون آگاهی اين رهبران از منشأ پول‌ها صورت گرفته باشد. گزارش سی. آی. ا. اما اين روايت را نمی‌پذيرد. اکثريت قريب به اتفاق اشخاص درگير در عمليات اکنون ديگر جان سپرده‌اند و سی. آی. ا. اذعان دارد که بخش اعظم آرشيو‌های مربوط به اين عمليات را از بين برده است، و اين پرسشها شايد برای هميشه بی پاسخ بمانند.

از جانب ديگر مشکل بتوان به منشأ افشاء اين گزارش رسمی و به اهداف آن پی برد. تنها توضيح نيويورک تايمز در مقاله‌ی خود در 16 آوريل 2000 ، آنست که اين سند توسط "يکی از افسران قديمی که نسخه‌ای از آنرا برای خود نگاه داشته بود" بدست اين روزنامه رسيده است. همزمان با اين انتشار، قريب يک ماه قبل از آن، مادلن آلبرايت ، وزير امور خارجه ، طی سخنرانی مهمی در جهت بهبود روابط ايالات متحده و ايران، برای نخستين بار اقرار کرد که دولت آمريکا در کودتا‌ی 1953 در ايران نقشی فعال داشته است و از اين بابت ابراز تأسف نمود(3). بسياری از ناظران معتقدند که اين افشاگری عامدانه توسط دولت آمريکا و يا شخصی که مصمم به حمايت از ابتکار خانم آلبرايت بوده است، سازمان داده شده است. در اين صورت اما، مشکل بتوان باور کرد که گزارش در تماميت آن افشاء شده باشد، البته اين امکان را نمی‌توان از نظر دور داشت.

------------------
* استا د علوم سياسی دانشگاه لوئيزيانا
1) www.nytimes.com/library/world/mideast/iran-cia-intro.pdf
تاريخ اين سند سال 1954 بوده و Donald N. Wilber آنرا امضاء نموده است.
2) http://cryptome.org/cia-iran.htm
تکنيک مورد استفاده‌ی نيويورک تايمز در اين مورد کارايی نداشت، کافی بود تا از يک رايانه کند استفاده شود تا بتوان اسامی را قبل از آنکه باند سياه پديدار شود، خواند.
3) روز نامه‌ی لو موند، 20 مارس 2000

 

 

 

 


Back