سوسياليزم
مسالمت آميز: يک تجربه شکست خورده
ر.راسخ
«سالوادور آلنده» در روز
چهارم سپتامبر سال 1970 ميلادی بعنوان کانديدای
ائتلاف چپ از طرف حزب سوسياليست با 37 درصد
رای مردم شيلی به عنوان رئيس جمهور اين
كشور انتخاب شد. برای نخستين بار بود که
يک سوسياليست از طريق انتخابات به رياست
جمهوري يك كشور امريكاي لاتين دست می يافت.
سال اول رياست جمهوری آلنده، با موفقيتهای
زيادی همراه بود؛ بطوری که درآمد جمعيت
شاغل 50% افزايش يافته و اکثريت معادن شيلی
که در دست شرکتهای چند مليتی چپاولگر بود،
ملی شد.

آلنده در
حال سخنرانی
از آنجايی که آلنده از طريق يک انتخابات
بورژوايی به قدرت رسيده بود، تمرکز قدرت
در دست پورژوازی باقی ماند و اين طبقه شروع
به توطئه های سيستماتيک بر عليه دولت آلنده
نمود.
بوژوازی شيلی با در دست
داشتن 95% ايستگاه های راديويی، 90% روزنامه
های يوميه و تمام مجلات هفتگی، مهم ترين
پايگاههای تبليغاتی را از رقيب خود ربوده
بود و روی عوام تاثير می گذاشت. از طرف
ديگر اکثريت مجلس شيلی هم در اختيار راست
ترين جناح های بوژوازی قرار داشت بنابراين
آنان با کمکهای پنهانی از سوي سازمان سيا
و شركت هاي چند مليتی كه در شيلي فعاليت
داشتند ( به ويژه کمکهای مالی تراست مخابراتی
ITT) سياستهای خود را به جلو می بردند.
آمريکا که وجود يک حکومت سوسياليست را در
آمريکا لاتين تحمل نمی کرد، بين سالهای
1970 تا 1973 بيش از 8 ميليون دلار را صرف
بی ثبات کردن اقتصاد شيلی نمود. اين خرابکاريهای
عيان سبب ظهور اعتصابات و به پيامدش افزايش
قيمت ها و تظاهرات زنان خانه دار گرديد.
هنری کيسينجر
( طراح کودتا) و پينوشه (عامل کودتا)
« سالوادور آلنده » براي
جلوگيری و مقابله با تهديداتي كه از هر
سو وي را احاطه كرده بودند به ارتش متوسل
شد. در نوامبر سال 1972 ميلادي ، آلنده
فرمانده نيروي زميني ارتش « كارلوس پراتس»
را به مقام نخست وزيري و نيز وزارت كشور
منصوب كرد. اما مجلس تمام راه ها را به
روي وي بسته بود و امكان فعاليت را از آلنده
سلب كرده بود. بنابراين آلنده ناگزير شد
به عنوان آخرين راه حل به يك همه پرسي متوسل
شود.
با فراخوانی رفراندوم از طرف دولت آلنده
، ژنرال اگوستو پينوشه (فرمانده كل ارتش)
كه مورد حمايت امريكا بود طرح يك كودتا
را براي سرنگون كردن حكومت آلنده با كمك
سازمان سيا تدارك ديد.

پينوشه
فرمانده کل ارتش و عامل اصلی کودتا
در بامداد روز 11 سپتامبر
سال 1973 ميلادي ، واحدهاي نيروي دريايي
بندر « والپارزو» را اشغال كردند.
حوالي ظهر ، نيروي هوايی كاخ رياست جمهوری
را بمباران كرد و گارد رياست جمهوری برای
دفاع وارد كاخ شد.
آلنده به
همراه محافظان گارد رياست جمهوری در هنگام
کودتا
آلنده از مدافعان خود
خواست که كاخ را ترك كنند. او به همراه
نيروهای وفادرش شجاعانه ساعتها دست به مقاومت
زدند و سرانجام آلنده رئيس جمهور قانونی
شيلی به دستور مستقيم پينوشه به قتل رسيد.

کاخ رياست
جمهوری توسط هواپيماهای کودتاگران بمباران
شد
تجربه ی کودتای آمريکايی
شيلی نشان داد که سوسياليزم را نمی توان
از طريق پارلمان و به شکل مسالمت آميز عملی
ساخت. چراکه جامعه ايی که ارکان قانون گذار
و اجرايی اش (نظير مجلس، ارتش) در دست بورژوازيی
است، نمی تواند خود را در شرف تغييرات اجتماعی
بنيادين قرار دهد. از طرف ديگر تنها با
يک انقلاب اجتماعی است که يک طبقه رهايبخش
يعنی طبقه کارگر قادر است خود را از کثافات
و ناهنجاريهای جامعه کهن رها ساخته و خود
را برای رهبری جامعه جديد آماده سازد.
مقاله ديگر در
همين رابطه:
رويای
شکسته شده سالوادور آلنده