هوشی مين : ستاره ی تابناک مردم هندوچين

ر.راسخ

« هوشی مين» يکی از برجسته ترين چهره های انقلابی تاريخ معاصر جهان ماست. او توانست يکی از بزرگترين جنگهای خلقی که به نام « جنگ ويتنام» شهرت گرفت را ( بين سالهای 1954 تا 1975 ) رهبری کند.
هوشی مين در 19 سالگي به فرانسه رفت و در هنگام تحصيل با عقايد کمونيستی آشنا و بعنوان يكي از اعضاي موسس حزب كمونيست فرانسه فعالانه شرکت جست. او در سال 1925 به شوروي رفت تا ضمن آشنا شدن با دستاوردهای انقلاب کبير اکتبر در ساختن اولين کشور سوسياليستی شرکت کند. چندين سال بعد در سال 1930 به چين رفت و با کمک کمونيستهای اين کشور ، حزب كمونيست ويتنام را بنيان گذاشت.


به دنبال حمله ی ژاپن به ويتنام در سال 1941، هوشی مين به ويتنام بازگشت و به محض ورود به اين کشور در کوههای که در نوار مرزی ويتنام و چين قرار داشت به کمک ساير رفقای هم نظر خود اولين پايگاههای مبارزه بر عليه اشغالگران را بنيان گذاشت. اين ارتش مردمی که « ويت مين» ناميده می شد متشکل از جوانان و کارگران مبارز و جسور بود.


« ترومن» رييس جهمور آمريکا به ويت مين قول داده بود که در صورتی که آنها در مبارزه بر عليه ژاپن ها شرکت فعال کنند، از استقلال ويتنام پشتيبانی خواهد کرد. « ويت مين» با نفوذ که بين جوانان و کارگران داشت توانست يکی از مهمترين و متشکل ترين قيام های کارگری را در سال 1945 در « سايگون» سازمان دهد.

بعد از پايان جنگ دوم جهانی، ويتنام مجددا به اشغال فرانسه که اين کشور را مستعمره خود می دانست در آمد و هوشی مين مجددا رهبری جنگ آزاديبخش را بعهده گرفت.

جنگ با فرانسه نه سال طول كشيد و با شكست نيروهاي آن كشور در "دي ان بي ان فو " از نيروهاي ويت مين به فرماندهي ژنرال "جياپ" طراح جنگهاي تازه غير منظم، فرانسه حاضر به صلح شد. ولي در مذاكرات صلح كه در سال 1954 در جنوا برگزار شد ويتنام موقتا به دو بخش تقسيم شد و قرار شد كه از طريق رفراندم وحدت ويتنام تامين شود كه اين كار بارها به تعويق افتاد و هوشي مين جنگهاي غير منظم را از سر گرفت كه اين بار آمريكا جنگ بيست ساله را به ويتنام شمالی تحميل نمود.

هوشی مين پيش از اينکه پيروزی مردم ويتنام بر امپرياليزم امريکا را در آوريل 1975 نظاره گر باشد در سوم سيتامبر سال 1969 درگذشت.


او در قسمتی از وصيت نامه ی خود نوشت:


" تمام زندگی ام را با تمام قدرت و وجود صرف سرزمين مادريم ، انقلاب و مردم نموده ام. اگر قرار است اين دنيا را ترک کنم، چيزی برای افسوس خوردن ندارم ، بجز اينکه ديگر قادر نيستم خودم را طولانی تر و بيشتر صرف [هدفم] کنم.
زمانی که من مردم، از مراسم تدفين با شکوه پرهيز کنيد بدليل اينکه پول مردم و زمان اشان بيهوده تلف نشود"
.



 


Back