"ميليتات" و سيليا در جشنواره کتاب هاوانا

 

از: سيليا هارت

ترجمه و خلاصه: سارا قاضی

 

 

بيش از دو هفته است که من با رفقای شما در "ميليتات"، جوردی مارتورل، کارلوس راميرز و کارلوس روسيچ همراه بوده ام. زندگی از سفرهای کوچک ساخته می شود و خواهيم ديد که در اين مورد چطور پيش رفت، ولی  من می خواهم اين طور شروع کنم که:

 

با هم ديگر ما پوستر طلايی تروتسکی را در کنار پوستر لنين و چه گوارا نصب کرديم. با هم ديگر ما به هزاران رفيقی که به دوست ما تروتسکی خوشامد گفتند ياری رسانديم. با هم ديگر ما نشان داديم که چطور نظريات مارکسيزم، تازه و روشن، مانند رنگ قرمز جلد کتاب «مانيفست کمونيست» بر جهان غالب است و باری ديگر ما با هم تنور تازه تاريخ را براه انداختيم.

 

ما با هم چندين کتاب را عرضه نموديم: مقاله های «آلدولفو سانچز وازکز» که در آنها، او اعلام کرده است که آن دنيای بهتر، دنيای سوسياليزم است و اين که [رسيدن به آن] بستگی به ما دارد... مگر اين که ما بربريت را انتخاب کرده باشيم... که به نظر من انتخاب هولناکی است! اين طور نيست؟

 

ما با همديگر همچنين کتاب «آلن وود» به نام «دلايل شورش» را ارائه کرديم. در اين موقع محل پر از جمعيت بود و نزديک به اين بود که همه «سرود انترناسيونال» را بخوانند و صدای جوان و قوی جوردی ما آخرين بندهای مانيفست کمونيست را تکرار کند.

 

و نيز بگذاريد همه بدانند که ما در معرفی کتاب «کارلوس تابلادا» به نام «انديشه های اقتصادی ارنستو چه گوارا» با هم بوديم. تعداد کمی از ما در اطاق حضور داشت، ولی وقتی «نستور کوهن» ميکروفن را می گيرد، با درس هايی که انسان از صحبت های او می گيرد، خيلی از کمبودها جبران می شود.

 

 برای مطالعه در مارکسيزم در آمريکا نستور بهترين متحد ما است. سه کتاب «مارکس در جهان (سوم) خود»، «بسوی سوسياليزم مستعمره نزده»، و از چه گوارا «دنيای ديگری ممکن است» و بالاتر از همه کتاب «سرمايه... تاريخ و روش» ارائه گرديد.

 

بله، در آرژانتين و آمريکا ما خيلی خوش شانس هستيم که يک نفر ظريف اندام را با موهای قهوه ای و عينک زخيم داريم که به ما راه رسيدن به آن آرزوی بزرگ را ياد می دهد ـ آن چيزی به روشنی مشخص نيست، ولی وجود دارد و من برايش جداً می جنگم. در اين موقع، نستور کوهن و مارچولو که سردبير نشريه «آمريکای شمالی» است، در «مرکز فردريش انگلس» در کنار ميز پيش من نشسته بودند و ما داشتيم تصميم می گرفتيم که در حقيقت کدام «چه» را بشدت نياز داريم.

 

«چه» يکی از کسانی بود که مانند تروتسکی، از بوروکراسی اتحاد جماهير شوروی خيلی صدمه ديد. چرا آنها را اين قدر از هم جدا می کنند؟

 

من می دانم که آرژاننين من در پی آن راهی خواهد بود که اين اتحاد را ممکن سازد.

 

و از برای مردم کوبا؟ ميز ما مملو از کوبايی ها بود. در يک طرف ميز «انقلاب مداوم» فروش رفته و تمام شد.

گابريلای زيبا، دختر رئيس جمهور هوگو چوز، شش جلد آن را خريد. اين همان چاپ از اين کتاب بود که در مادريد، پدرش با دستتان لرزان در دست داشت.

اما در مورد کتاب «دلايل شورش»، مردم هنوز پس از تعطيل شدن جشنواره می خريدند. کتاب های بسيار ديگری نيز فراوان به فروش رسيد.

 

هموطنان من بدنبال آن تاريخچه ادبی ای بودند که گويا مرده بود. در چنين شرايط انقلابی ما جشنواره کتاب را برگزار کرديم. شبهای جشنواره را نيز در کنار هم با بحث های مختلف سپری نموديم. جشنواره کمابيش به اين ترتيب برگزار گرديد.

 

مرگ يا انقلاب!

 

فوریه 2005

 

 

 

 

 

مقالات مرتبط:

 

نقلاب کوبا و تداوم انقلابی: درآمدی بر نوشته ی سلیا هارت _ کامران نیری

سوسیالیزم در یک کشور و انقلاب کوبا - سلیا هارت

 

 

جوان سوسیالیست