انقلاب
كار توده هاست.
بدون شركت و
درگيری پيگير
و فعال توده های
كارگر و
زحمتكش در
روند انقلاب
هيچ رژيم سرمايه داری
ای ريشه كن
نمی شود. اما،
بدون يك حزب
پيشتاز
انقلابی نيز،
وسيع ترين
جنبش های توده
ای به پيروزی
نهايی نخواهد
رسيد. چنين حزبی
بايستی
خصوصيات زير
را داشته
باشد:
اول،
حزب بايد مسلح
به استراتژی،
چشم انداز و
برنامه روشن،
متكی
برواقعيت های
جامعه، باشد.
استراتژی ای
كه ضمن رد
قاطع سازش
طبقه كارگر با
هر لايه ای
از طبقات
حاكم،
واژگونی بی
محابای
سرمايه داری و
استقرار
ديكتاتوری
بلاواسطه
طبقه كارگر،
برای تثبيت
دستآوردها و
آماده سازی
شرايط تحقق
خواسته های
انقلاب
كارگری، را در
دستور كار خود
قرار می دهد.
چشم انداز و
برنامه ای كه
بايد راهنمای
عمل توده ها
باشد و مورد
تأييد و توافق
كارگران قرار
گيرد. آن تشكلی
واقعاً انقلابی
است كه برنامه
خود را از
درون مبارزات
زنده طبقه
كارگر و
براساس تحليل
مشخص جامعه و
با بهره گيری
از تجارب جنبش
كارگری بين
المللی و ملی،
تدوين كرده
باشد. بر محور
چنين تشكل و
برنامه ای است
كه فعالين جنبش
كارگری
(رهبران عملی
كارگران و
ساير انقلابيون)
می توانند
متشكل شوند.
دوم،
تركيب اين حزب
بايد كارگری
باشد. به سخن
ديگر، آگاه
ترين،
پيشروترين،
متعهدترين و
منضبط ترين
عناصر طبقه
كارگر بايستی
در اين حزب
جای داشته
باشند. اينها
شامل رهبران
عملی طبقه
كارگر و
پيشگام
سازمان يافته
آن است، كه
آزمايش خود را
به جنبش
كارگری پس
داده و مورد
اعتماد
كارگران قرار
گرفته باشند.
نظريه رايج
ورود مطلق
آگاهی
كمونيستی «از
خارج» به درون
طبقه كارگر
توسط
«روشنفكران
انقلابی» صحت
ندارد. تشكيل
حزب پيشتاز
انقلابی بدون
پيوند نزديك
«پيشروی
كارگری»، يعنی
"طبقه واقعاً انقلابی
كه به صورت
خود انگيخته
به مبارزه برخاسته"
(نقل از لنين). و
«پيشگام
سازمان يافته
انقلابی»،
امكان پذير
نيست.
بديهی
است كه تشكيل
حزب پيشتاز
انقلابی صرفاً
توسط «پيشروی
كارگری» امری
است عملی، اما
اين روند بدون
«پيشگام
سازمان يافته»
آهنگی كند و
پيچيده خواهد
داشت. زيرا كه
«پيشروی
كارگری» بايستی
به سلاح تئوريك،
برای مقابله
با انحراف های
موجود در جنبش
كارگری، مجهز
باشد. مبارزه
قاطع با
انحراف های
رفرميستی،
آناركو
سنديكاليستی
و آنارشيستی
به تجارب
تاريخی و
تئوری
انقلابی نياز
دارد. حزبی كه
قادر نباشد كه
با چنين
انحراف هايی
مقابله كند،
در مبارزه
عليه سرمايه
داری دچار
خطاها و كجروی
های اساسی
خواهد شد.
سوم،
«حزب پيشتاز
انقلابی» گرچه
در آغاز حزب كل
طبقه كارگر
نيست، اما با
چنين هدفی
ساخته می شود.
در نتيجه اين
حزب، در ابتدا
و تا قبل از اعتلای
انقلابی، از
اقليتی از
بهترين عناصر
كارگران
پيشرو و
پيشگام
انقلابی به
وجود می آيد،
كه ضمن جدا
نگاهداشتن
خود از لحاظ
تشكيلاتی از
كل طبقه
كارگر، در
پيوند
تنگاتنگ سياسی
با آن نيز هست.
از يكسو، بايد
سازمان
مجزائی باشد
زيرا كه درغير
اين صورت
آگاهی
كمونيستی در
آگاهی عمومی
طبقه كارگر
(كه تحت تأثير
آگاهی خرده
بورژوازی و
ايدئولوژی
بورژوازی است)
تحليل می رود؛
همچنين
بايستی
تشكيلات جدا و
مخفی ای باشد،
تا بتواند از
ضربات
جاسوسان رژيم
و پليس مصون
بماند. از سوی
ديگر، بايد ارتباط
تنگاتنگ با كل
طبقه كارگر
داشته باشد، زيرا
كه بدون چنين
ارتباطی،
نهايتاً
منحط، بی خاصيت
و بوركراتيك
شده و نمی
تواند بخشی از
كل طبقه كارگر
باشد.
چهارم، ساختار
تشكيلاتی
درونی حزب
براساس روابط
اداری (رئيس و
مرئوسی) نمی
تواند بنا
نهاده شود. اصول
تشكيلاتی «حزب
پيشتاز
انقلابی» بر
مبنای روابط
سياسی است.
زيرا كه چنين
حزبی، متشكل
از بخش قابل
ملاحظه ای از
«پيشروی
كارگری» است؛
و كادرهای آن،
آگاه ترين بخش
كارگران و
زحمتكشان
جامعه را
تشكيل داده و
از طريق انتقال
آن به درون
مبارزات
روزمره خود آن
را تكامل می
دهند. برای
اصلاح، ترميم
و يا تكميل
برنامه، اين
حزب به يك
ساختار
تشكيلاتی
دمكراتيك نياز
دارد. درغير
اينصورت اين
تجارب نمی
توانند مورد
بررسی قرار
گرفته و به
تكامل برنامه
كمك رسانند.
جلوگيری از
بحث های
درونی، تحت هر
عنوانی،
رابطه
ارگانيك
اعضای حزب با
توده ی
كارگران و
زحمتكشان را
قطع كرده و
حزب را به
انحطاط می
كشاند.
در عين
حال، تجارب
اعضای حزب، پس
از يك دوره بحث
های دمكراتيك
و آزاد، بايد
به شكل
يكپارچه در
كنگره جمع
بندی و سپس به
اجرا گذاشته
شوند. پس از
فراهم آوردن امكانات
بحث های كتبی
و شفاهی و جمع
بندی درس ها و
تجارب فعاليت
های متفاوت،
نظر اكثريت، تا
كنگره بعدی
بايد توسط
كليه اعضا به
اجرا گذاشته
شود. صرفاً
تجربه واحد
حزب در سطح
جامعه است كه
صحت و سقم
نظريات طرفين
(اكثريت و
اقليت) را
نشان می دهد.
تنها نتيجه
عمل است كه
نظر را به
اثبات می
رساند. البته
اقليت حق ايجاد
گرايش و
پيشبرد
نظريات خود در
درون تشكيلات
را دارد. برای
تبادل نظر و
در جريان امور
درونی قرار
گرفتن،
انتشار بولتن
مرتب بحث و
اطلاعات
درونی، حائز
اهميت است.
همچنين
ترتيب جلسات
آموزشی درونی
و انتشار
نشريات تبليغی
و تهييجی و
تئوريك در
زندگی حزب نقش
تعيين كننده
دارد.
پنجم،
استقلال
سياسی حزب از
ساير جريان
های موجود در
جامعه از
يكسو، و اتحاد
در عمل
مبارزاتی با
ساير گرايش ها
و تقويت جبهه
ضدسرمايه
داری از سوی
ديگر، يكی ديگر
از خصوصيات
چنين حزبی
است. از
آنجائی كه كارگران
و زحمتكشان در
جامعه سرمايه
داری تحت تأثير
عقايد و
نظريات
متفاوت (و نه
الزاماً انقلابی)
قرار می
گيرند،
سازمان ها و
گرايش های نظری
متفاوتی پديد
می آيند. «حزب
پيشتاز انقلابی»
تحت هيچ
وضعيتی نبايد
استقلال سياسی
خود را تحت
لوای «ائتلاف»
با ساير حزب
های رفرميست،
سانتريست و
سنديكاليست
كارگری، مورد وجه
المصالحه
قرار دهد.
از سوی
ديگر، به علت
پراكندگی
جنبش كارگری،
حزب بايستی
همواره در
راستای ايجاد
«جبهه واحد كارگری»
و «اتحاد
عمل»ها با
ساير گرايش ها
و قشرهای تحت
ستم، با حفظ
استقلال
سياسی خود،
مبادرت كند.
همچنين،
از آنجايی كه
اعضای «حزب
پيشتاز انقلابی»
خود را بخشی
از جنبش
كارگری و
مبارزات زحمتكشان
دانسته،
بايستی در هر
تجمع و محفلی
كه كارگران و
زحمتكشان به
ابتكار خود
سازمان می دهند،
شركت فعال
داشته و از هر
مبارزه ای
عليه رژيم
سرمايه داری
حمايت كنند.
ششم،
كوشش در
راستای احياء
حزب پيشتاز
بين المللی
نيز يكی ديگر
از خصوصيات
چنين حزبی
است. زيرا كه
پرولتاريا يك
طبقه بين
المللی است.
انقلاب
كارگری-
سوسياليستی
نيز يك روند
بين المللی را
طی می كند.
احياء يك
سازمان بين
المللی، با همان
خصوصيات حزب
ملی، به اتكاء
به تجارب مثبت
سازمان های
بين المللی
انقلابی. بخشی
مهمی از وظايف
سوسياليست
های انقلابی
است.
تابستان
1995
آدرس
انترنتی
کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm
آدرس
پستی: BM IWSN, London WC1N 3XX, UK
ايمل:
yasharazarri@yahoo.com
مسئول
نشر کارگری
سوسياليستی:
ياشار آذری
تاريخ
بازنويسی: 1384