وظايف كارگران پيشرو

 

مصاحبه زير با يكی از اعضای هيات مسوولين دفترهای كارگری سوسياليستی، رفيق م. رازی صورت گرفته است.

 

س- به اعتقاد شما "تشكل های مستقل كارگری" چگونه نهادهايی هستند و موضع پيشگام انقلابی در قبال آنان چه بايد باشد؟

ج - طبقه كارگر، برای مقابله با تهاجم روزمره دولت سرمايه داری به ضرورت ايجاد "تشكل های كارگری" پی برده و فعاليت های خود عليه دولت سرمايه داری را در دفاع از منافع خود در درون چنين تشكل هايی سازمان می دهد (برای مثال در دوره اعتلای مبارزات عموما در سنديكاها و شوراهای كارگری- تشكلات توده ای- و در دوره افول مبارزات در كميته های عمل مخفی و محافل كارگری و غيره). و همواره يكی از خواست های اوليه كارگران پيشرو از بدو پيدايش چنين تشكل هايی، "استقلال" آنان از سازمان های مدافع سرمايه داران و يا خرده بورژوا (حتی خرده بورژوازی راديكال كه نهايتاً در خدمت بورژوازی قرار می گيرد) است. واضح است كه چنين نهادهائی می بايد توسط نمايندگان واقعی كارگران ساخته شوند. نمايندگان دولت سرمايه داری و يا حزب های خرده بورژوا (حتی اگر خود كارگر نيز باشند) نه تنها هيچ نفعی در تشكيل چنين تشكل هائی ندارند. كه نهايتاً مبادرت به تخريب آنان نيز می كنند. در واقع آنچه نهايتاً تشكل های "مستقل" كارگری را از تبديل شدن به ابزاری وابسته به بورژوازی و خرده بورژوازی نجات می دهد، همانا مبارزات پيشروی كارگری متشكل در يك حزب انقلابيست.

سازمان ها و تشكيلاتی كه خود را مدافع طبقه كارگر می دانند، می بايد از تشكل های مستقل كارگری دفاع كرده و در جهت تقويت و استحكام آنان از هيچ اقدامی دريغ نكنند. سازمان هايی كه به نحوی از انحاء مبادرت به تخريب و يا تضعيف تشكل های مستقل كارگری كرده و يا آنان را به رسميت نشناخته و يا كوشش در به انحصار در آوردن آنان می كنند، الفبای تجربه های جنبش كارگری در قرن اخير را درك نكرده اند.

 

س- مفهوم حزب انقلابی كارگری از نظر شما چيست و چگونه بوجود می آيد؟

ج- حزب انقلابی كارگری، تشكيلات سياسی پيشروی كارگری و انقلابی است كه برای آماده كردن وضعيت به منظور تسخير قدرت توسط طبقه كارگر ايجاد می شود. پيشروی كارگری متشكل از اقليتی از كارگران است كه فراسوی موقعيت سياسی و اجتماعی خاص (افول يا اعتلای جنبش كارگری) در صف مقدم مبارزه عليه دولت سرمايه داری قرار می گيرد. حزب انقلابی كارگری تا دوره پيشا انقلابی و موقعيت تسخير قدرت و سرنگونی دولت سرمايه داری به حزب "توده ای" تبديل نمی شود. "توده" كارگر و زحمتكش صرفاً در دوره اعتلای جنبش و وضعيت انقلابی به حزب انقلابی خود روی می آورند. در جامعه بورژوائی، "دمكراسی" و حق انتخاب عملاً برای اقليتی (بورژوازی) در نظر گرفته می شود. اكثريت كارگران و زحمتكشان بدرجات متفاوت- و بخصوص در مرحله پيشا انقلابی- از ايدئولوژی و عقايد و تبليغات طبقه متخاصم برش كرده و به لزوم سازماندهی متشكل سياسی خود عليه سرمايه داری پی می برند. اما پيشروی كارگری هميشه در صف مقدم مبارزات كارگری قرار دارد.

پيشروی كارگری، در عين حال برای ايجاد حزب انقلابی، به چكيده تجارت تئوريك نظری و عملی جنبش كارگری در سطح بين المللی و تجارب مبارزات طبقاتی در سطح ملی نياز دارد. پيشروی کارگری برای صيقل دادن و متمرکز کردن تجارب عملی خود نياز به سلاح تئوريك دارد. همانقدر كه "تئوری" بدون "عمل" خالی از محتواست، بهترين تجارب عملی نيز بدون تئوری انقلابی نهايتاً بی تأثير است. پيشروی كارگری برای دخالت های سياسی مؤثر خود- متكی بر تجارب نظری جنبش کارگری- نياز به يک برنامه انقلابی، اهداف و اصول، چشم انداز روشن از جنبش كارگری و يك تشكيلات دمكراتيك- يعنی يك سازمان سياسی انقلابی- دارد. پيشروی كارگری نياز به انقلابيونی دارد كه چنين تكاليف اساسی را انجام داده و در اختيار جنبش کارگری قرار دهند. آنان در دوره های اوليه نياز به ايجاد پيوند با پيشگام انقلابی- برای انجام اين امر دارند. بديهی است كه تئوری انقلابی "بخودی خود" و يا "به مرور زمان" به پيشروی كارگری (حتی فعال ترين و برجسته ترين مبارزين كارگری) انتقال نمی يابد. انتقال تجارب نظری جنبش كارگری به پيشروی كارگری يك عمل آگاهانه و مشخص است كه توسط انقلابيونی كه به شكل حرفه ای كار سياسی خود را كسب اين تجارب قرار داده اند. صورت می گيرد. اما، اين انتقال بايد گام به گام در تجربه روزمره جنبش كارگری توسط پيشروی كارگری آزمايش شود. هر "روشنفكر انقلابی" الزاماً به كليه مسائل جنبش كارگری دست نمی يابد. مضافاً بر اين، با شكل گيری يك سازمان انقلابی، از ميان خود كارگران پيشرو نظريه پردازان انقلابی ظاهر می شوند. اما، اين روند يك عمل برنامه ريزی شده و آگاهانه است كه در درون يك تشكيلات انقلابی كارگری صورت می گيرد و نه در "تشكل های مستقل كارگری".

پيوند نظری، تشكيلاتی و سياسی پيشگام انقلابی و پيشروی كارگری (ايندو، در مراحل اوليه مكمل يكديگرند)، وضعيت را برای ايجاد نطفه های اوليه يك حزب انقلابی بوجود می آورد- حزبی كه اكثر اعضا و رهبران آن از پيشروی كارگری تشكيل شده است. چنين سازمانی كه مسلح به تجارب عملی روزمره (توسط پيشروی كارگری) و حامل چكيده غنی ترين نظرات تئوريك، سياسی و تشكيلاتی در قرن اخير (توسط پيشگام انقلابی) می باشد، می تواند در وضعيت اعتلای انقلابی تبديل به يك حزب انقلابی كارگری شده و سرنگونی دولت سرمايه داری و ايجاد دولت كارگری و ساختمان سوسياليزم را سازمان دهد.

 

س- به نظر شما، آيا حزب انقلابی كارگری می تواند از درون تشكل های مستقل كارگری بوجود آيد؟

ج- همانطور كه اشاره شد، حزب انقلابی كارگری صرفاً به مثابه يك حزب پيشتاز كارگر- عده ای از برجسته ترن و انقلابی ترين عناصر جنبش كارگری، می تواند نقش انقلابی خود را ايفا كند. به علت ناموزونی آگاهی طبقاتی در درون طبقه كارگر صرفاً بخش كوچكی از كارگران به ضرورت تشكيل حزب انقلابی پی می برند. علاوه بر آن، تشكيل يك حزب انقلابی با مفهوم دولت سرمايه داری گره خورده است. برای سرنگونی كامل دولت سرمايه داری (حكومت، كليه ابزار اختناق و سركوب و كليه ابزار تبليغات و غيره)، می بايد ابزاری از لحاظ تشكيلاتی محكم، قوی، يكپارچه و منضبط و متعهد، و از نظر سياسی روشن و دقيق بوجود آورد. اين تشكيلات طبعاً نمی تواند يك تشكيلات "توده ای" و بی در وپيكر و عمومی باشد. زيرا كه در نخستين گام های سازماندهی، توسط ابزار سركوب دولت سرمايه داری ضربه می خورد. اعضای چنين سازمانی نمی توانند صرفاً به دور يك فعاليت صنفی/ سياسی عمومی- بدون توافق برنامه ای- دولت را سرنگون كنند. برای سرنگونی دولت سرمايه داری، بايد آگاهانه برنامه ريزی شود.

بديهی است كه تشكل های مستقل كارگری مانند يك اتحاديه كارگری قادر به ايفای چنين نقشی نيستند. اصولاً يك سنديكای كارگری صرفاً در برگيرنده اقليت ناهمگونی از كارگران است. سنديكاهای كارگری صرفاً ابزاری برای متشكل كردن كارگران حول مسائل خاص بوده و هرگز قادر به ايجاد يك حزب انقلابی كارگری سراسری نيستند. در بهترين حالت در تاريخ جنبش كارگری حزب هايی نظير "حزب كارگر" بريتانيا از درون جنبش اتحاديه های كارگری پديد می آيد. كه اينگونه حزب ها همه بسرعت تبديل به جناح چپ بورژوازی می شوند و هيچ نقش انقلابی نمی توانند ايفا كنند (برغم شركت فعال كارگران و اخذ آراء كارگری)- صرفاً جامعه موجود سرمايه داری را "اصلاح" می كنند!

شوراهای كارگری، البته نهادهايی كاملاً متفاوت اند. شوراهای كارگری كه در دوره اعتلای جنبش كارگری ظاهر می شوند، منعكس كننده اراده انقلابی اكثر كارگران و زحمتكشان اند. اما حتی از درون شوراهای كارگری نيز حزب انقلابی كارگری بوجود نمی آيد. نطفه های اوليه يك حزب انقلابی سال ها قبل از دوره پيشا انقلابی ريخته  می شود. درست برعكس، دخالت متشكل و با برنامه يك حزب انقلابی كارگری و نهايتاً پذيرش برنامه عمل آن حزب در شوراهای كارگری است كه منجر به پيروزی نهايی می شود. پيروزی انقلاب 1917 روسيه و نقش بلشويك ها در شوراهای كارگری (و دهقانی و سربازی) روسيه اين نكته را اثبات می كند.

 

س- اما، تشكل های مستقل كارگری در ايران، فعلاً سنديكاها و شوراها نيستند. كارگران پيشرو، در دوره اخير، در كميته های مخفی و محافل كارگری خود را متشكل و اعتصاب ها را سازمان داد ه اند. آيا به نظر شما حزب انقلابی كارگری آتی ايران نمی تواند از درون اين شكل از تشكل های مستقل كارگری ظاهر گردد؟

ج- در اين امر ترديدی نيست كه نقش محافل كارگری در دوره گذشته، در مبارزات كارگری تعيين كننده بوده و به مراتب متشكل تر و سازمان يافته تر از هر سازمان سنتی چپی عمل كرده اند. اين محافل كه براساس نياز عينی مبارزات كارگری در جهت ايجاد تشكيلات و اتحاد كارگران مبارز و پيشرو بوجود آمده است، البته با ساير اشكال تشكل های مستقل كارگری متفاوت هستند. اين محافل نه تنها خود و ساير كارگران را در مناطق و كارخانه ها و كارگاه ها و محلات سازمان داده اند كه در جهت تدوين برنامه انقلابی و مسايل نظری جنبش كارگری نيز گام های مثبتی  برداشته اند. اما عليرغم كليه اين اقدامات، هنوز پس از قريب به يك دهه، يك برنامه منسجم سراسری ارائه نشده است و تدارك اوليه برای ايجاد يك حزب انقلابی بوجود نيامده است. متأسفانه هنوز برنامه های ارائه داده شده (تا آنجا كه بدست ما رسيده است) كامل و روشن نيستند. برنامه ها عموماً با تاثير از تجارب عملی خود تدوين شده (و هنوز از برنامه های سازمان های سنتی گسست كامل نكرده اند).

 تجربه مبارزات پيگير عملی و سازماندهی پيشروی كارگری از يكسو و عدم ارائه يك برنامه انقلابی كه بدور آن بتوان كليه و يا حتی بخشی از مبارزين كارگر (چه داخل و چه خارج) را متشكل كرد، از سوی ديگر، نياز پيوند اين محافل با پيشگام انقلابی را بيشتر از گذشته نشان می دهد. كميته های عمل كارگری و محافل كارگری- همانند ساير تشكل های مستقل كارگری "بخودی خود" و يا "به مرور زمان" تبديل به يك حزب انقلابی كارگری نمی توانند شوند. محافل كارگری (همانند ساير تشكل های مستقل كارگری) به دليل انجام يك سلسله فعاليت های مشخص عينی- توسط پيشروی كارگری- بوجود می آيند. اين تشكل ها بدون دخالت آگاهانه پيشروی كارگری در پيوند با پيشگام انقلابی متحول به نهادهايی با ماهيت و هدف های مشخص ديگری نمی توانند بشوند.

 

س- پس به اعتقاد شما، وظيفه اصلی پيشروی كارگری چه می تواند باشد؟

ج- يكی از وظايف اصلی و كليدی پيشروی كارگری، در وضعيت كنونی- ضمن تقويت تشكل های مستقل خود- ايجاد هسته های كارگری سوسياليستی است. هسته های كارگری سوسياليستی متشكل از مبارزينی است كه حول يك برنامه انقلابی (برنامه عمل كارگری)، اهداف و اصول مشخص و چشم انداز روشن از وضعيت جنبش كارگری به توافق می رسند. لازمه تشكيل چنين هسته هايی، يك ساختار تشكيلاتی دمكراتيك با تأكيد برحق گرايش است (هيچ نظر مخالفی نبايد "طرد" و يا سركوب شود). از آنجائيكه هسته های كارگری سوسياليستی بر محور توافق يك برنامه و ساختار تشكيلاتی شكل گرفته سابقه فعالين می تواند كارگری و يا غيركاری باشد. نمی توان اين چنين هسته هايی را صرفاً محدود به اعضای از سابقه كارگری كرد و ورود ساير سوسياليست های انقلابی را "ممنوع" اعلام نمود و يا در مقابل الحاق آنان سدهای تشكيلاتی ايجاد كرد. معيار عضوگيری توافق برنامه ای و تشكيلاتی است و نه تركيب اجتماعی داوطلبان. كليه اعضای شركت كننده در عمل مبارزاتی آزمايش شده و جايگاه خود را در درون هسته ها خواهند يافت. در درون يك سازمان سياسی دمكراتيك افراد "صاحب امتياز" وجود ندارند.

هسته های كارگری سوسياليستی برای دخالت در جنبش كارگری نياز به ابزار خود دارند. نشريه كارگری سوسياليستی يكی از ابزار مهم چنين دخالت هايی است. هسته های مختلف كارگری سوسياليستی- پس از دوره ای از فعاليت متشكل در حوزه های مختلف بخصوص در تشكل های مستقل كارگری- متحدان خود را در عمل مبارزاتی می يابند (شركت در اتحاد عمل ها در كارخانه ها، انتشار نشريه مشترك كارگری و غيره اين روند را مي تواند تسريع كند). نهايتاً اتحاد چنين هسته هايی می تواند نطفه های اوليه يك گروه انقلابی را پی ريزی كند.

 

س- كليه سازمان های سياسی سنتی هم نكاتی شبيه به اين مطالب ميگويند برای مثال، آنان هم ميگويند تشكل های كارگری خوب هستند بشرط اينكه برنامه انقلابی آنان را بپذيرند. شما هم ضمناً همين حرف را ميزنيد. پس تفاوت شما با آنان چيست؟

ج- اولاً، سازمان های سنتی چنين نمی گويند. آنان از طرف طبقه كارگر ايران (و عمدتاً در خارج) سازمان های "كمونيست" و "كارگری" را نقداً ساخته اند و به سايرين می گويند كه به آنان بپيوندند. به اعتقاد ما، چنين روشی از كار بخصوص پس از تجارب انقلاب اخير ايران و بدون ارزابی كارنامه سياسی اين سازمان ها عملی است، غيراصولی. بويژه آنكه حزب آتی كارگری ايران بايد همراه با پيشگام كارگری ساخته شود. گروه هايی كه بدون دخالت سياسی در جنبش كارگری در دهه گذشته و بدون ارتباط با پيشروی كارگری "حزب" می سازند، نهايتاً از جنبش كارگری منزوی می مانند.

ثانياً، آنان در انقلاب اخير ايران نشان دادند كه صرفاً در حرف با تشكل های مستقل كارگری توافق دارند. و در عمل، يا تشكل های مشابه تحت كنترل خود را ساختند و يا مبادرت به از بين بردن آن تشكل ها كردند (برخورد گروهای سنتی به شوراهای كارگری و يا سازمان مستقل زنان در انقلاب اخير ايران، شيوه درك آنان را به هرگونه تشكل مستقل توده ها نشان می دهد). اين درست است كه آنان صحبت از ساختن "حزب" و "برنامه انقلابی" می كنند، اما منظورشان "حزب" خودشان و "برنامه" خودشان است. نه تنها "حزب" و "برنامه" آنان توسط پيشروی كارگری آزمايش نشده، كه اكثر كارگران پيشرو ديگر كوچكترين اعتمادی به چنين سازمان هايی ندارند.

ثالثاً، آنان نه برنامه انقلابی دارند و نه تشكيلاتی دمكراتيك. كماكان اكثر اين سازمان ها اعتقاد به "انقلاب دمكراتيك" (نوعی انقلاب بورژوائی) داشته و هنوز تحمل حتی شنيدن نظرات مخالف در سازمان های خود را ندارند (انشعاب های متعدد در اين سازمان ها همه ناشی از اختلاف های سياسی نبوده است). و با روش های غيرمسئولانه با مخالفان سياسی خود رفتار می كنند.

در مقابل، پيشنهاد ما اين است كه حزب انقلابی كارگری آتی ايران بايد همراه با پيشروی كارگری ساخته شود (از طريق پيوند پيشروی كارگری با پيشگام انقلابی). هسته های كارگری سوسياليستی، "حزب" و يا حتی "گروه" سياسی نيستند- گروه انقلابی زمانی تحقق می يابد كه برنامه انقلابی هسته های كارگری سوسياليستی توسط حداقل بخشی از كارگران پيشرو- در حداقل بخشی از صنايع ايران- در عمل آزمايش و پذيرفته شده باشد. بنابراين، در اينجا صرفاً در مورد لزوم عينی تشكيل نطفه های اوليه يك حزب انقلابی صحبت به ميان آمد و فراخوانی برای پيوستن به يك گروه خاص صادر نشد.

 

س- اكنون توضيح بدهيد كه به نظر شما وظايف پيشروی كارگری در خارج چه بايد باشد؟

ج- در ابتدا بايد تاكيد كرد كه وظيفه اصلی يك كارگر انقلابی در وضعيت كنونی (بحران عميق سياسی در طيف چپ و عدم وجود تشكيلاتی يك سازمان سراسری انقلابی كارگری)، حول يك محور مركزی قرار می گيرد: تدارك برای ايجاد نطفه های اوليه يك حزب انقلابی در راستای آمادگی سياسی و تشكيلاتی طبقه كارگر و زحمتكشان برای سرنگونی رژيم و استقرار يك دولت كارگری در ايران. اين استراتژی اصلی هر مبارزی (چه در ايران و چه در خارج) است- تدارك اوليه چنين كاری از هم اكنون حتی در خارج می تواند آغاز شود. اما، در خارج اضافه بر اين تدارك، يك سلسله فعاليت های ديگر نيز بر عهده پيشروی كارگری و انقلابی قرار می گيرد. دفاع از مبارزات و مبارزين كارگری در ايران و پناهندگان سياسی زحمتكش- با اتكاء به متحدان زحمتكشان ايران (اتحاديه های كارگری، حزب های چپگرای انقلابی خارجی و غيره)- يكی ديگر از وظايف انقلابيون در خارج از كشور است. زيرا كه انزوای رژيم سرمايه داری ايران در سطح بين المللی و دفاع پيگير از مبارزين جنبش كارگری در ايران تناسب قوا را می تواند- طی دوره ای- به نفع جنبش كارگری ايران تغيير دهد.

برای انجام چنين كاری، پيشروی كارگری همراه با ساير افراد و نيرهايی كه خود را مدافع جنبش كارگری می دانند- فراسوی اختلافات سياسی، برنامه ای و تشكيلاتی- بر محور يك، يا يك سلسله فعاليت های مشخص در چارچوب يك "اتحاد عمل" می تواند خود را سازمان دهد. واضح است كه برخوردهای فرقه گرايانه و انحصار گرايانه، به چنين اتحاد عمل هايی لطمه می زنند. در خارج از كشور، دور از طبقه كارگر و مبارزات روزمره كارگری ايران- نمی توان "تشكل های مستقل كارگری" ساخت. لازمه "محافل كارگری"، تجمعات كارگری" و غيره، اولاً حضور فعال كارگران پيشگام را طلب می كند و ثانياً مبارزه و سازماندهی عملی روزمره حول مسايل مشخص كارگری. در خارج از كشور نه پيشروی كارگری بطور اخص كلمه ديگر "كارگر"- درگير فعاليت سياسی در كارخانه ها و يا محيط كارگری- هست و نه طبقه كارگر ايران و مبارزات مستقيم آن وجود دارند. البته واضح است كه پناهندگانی كه از سابقه كارگری آمده اند، حول مسايل خاص كارگری، می توانند كه هر تشكل و يا تجمعی كه مايل باشند ايجاد كنند. اما اين تجمعات ديگر بطور اخص "تشكلات مستقل كارگری" نيستند. به اعتقاد ما، اينها صرفاً "اتحاد عمل" هائی هستند بر محور فعاليت های دفاعی خاص در مورد كارگران ايران- كه از عده ای پناهنده با سابقه كارگری تشكيل يافته اند ("انجمن كارگران تبعيدی" نمونه ای از اين گونه تجمع هاست). برای تحقق موفقيت آميز مورد دفاعی، تشكيل اينگونه اتحاد عمل ها ضروری و لازم است. مضافاً بر اين، كارگران پيشروئی كه هنوز به لزوم تشكيل هسته های كارگری سوساليستی پی نبرده و يا مردد هستند، قادر خواهند بود در چنين تشكلات دمكراتيكی به فعاليت های ضدرژيمی خود در خارج از كشور ادامه دهند. متشكريم.

 

 

م. رازی

آدرس انترنتی کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm

آدرس پستی: BM Kargar, London WC1N 3XX, UK

ايمل: yasharazari@netscape.net

مسئول نشر کارگری سوسياليستی: ياشار آذری

تاريخ و ادبيات مارکسيستی