خانم عبادی خواهش می کنیم از حقوق ما دفاع
نکنید
خانم شیرین عبادی،
برنده ی خوشبخت لاتاری صلح نوبل! امسال
از قبل حقوق از دست رفته ی زنان ستمدیده
ی ایرانی استفاده ی مادی و معنوی را مضاعف
بردید، هم به شهرت جهانی رسیدید و هم یک
ملیون دلار به اعتبارتان افزودید، آن هم
با سوء استفاده از وجود زنانی که شما را
نمی شناختند و حتی یک بار هم نامتان را
نشنیده بودند. توی کوره پزخانه های جنوب
تهران بردگی می کردند، گوشه کنار پارکهای
بدنام شهر تن فرسوده ی خود را با اسکناسهای
خمینی نشان معامله می کردند تا از گرسنگی
فرار کنند، در حالی که خوب می دانستند اسیر
یک مرگ تدریجی شده اند، دیر یا زود می میرند
و از دنیا جز نکبت چیز دیگری نمی بینند.
پشت دارهای قالی
در کارگاههایی که نه نور کافی داشتند و
نه هوای مناسب، ساعتها صبح تا شب قوز می
کردند و رویاهایشان را در نقش فرشهایی دنبال
می کردند که زیبایی شگفت انگیزشان برای
نوازش چشمهای خسته ی آنها نبود. تنها خمودگی
جسم نصیبشان می شد. زنهایی که گر چه از
لحاظ مسافت فاصله ی چندانی با شما نداشتند
اما با این وجود در دنیایی جدای دنیای شما
و دوستانتان زندگی می کردند، بی آن که کودکی
کنند، محبت ببینند و استعدادهایشان شکوفا
شود، خیلی زود بزرگ شدند، آن قدر که بتوانند
کمکی به معیشت خانواده ی فقیر خود باشند.
حتی تن نحیفشان هم به سرعت خودش را با شرایط
سازگار کرد. آن وقت یک روز در روزنامه ها
نوشتند، توی رادیو و تلویزیون اعلام کردند
که به فرشته ی نجات زنان ایرانی جایزه ی
صلح اهدا کرده اند. از یک طرف اقتدارگرایان
بر ضدتان موضع گرفتند و شما را عروسک کوکی
غرب خواندند، از سوی دیگر اصلاح طلبهایی
که با افتضاح انتخابات شوراها، انتخابات
مجلس هفتم برایشان کابوس شده بود، دچار
این توهم شدند که می توانند از برکات این
جایزه بار دیگر مردم را بفریبند و پای صندوقهای
رای بکشانند. اما شما زیرکانه اعتماد هر
دوگروه را جلب کردید، از شریعتی دفاع کردید
که نتیجه ی اولیه اش در روزگار ما حکومت
ملایانی است که در زن ستیزی و اعمال احکام
بربریت، چون شلاق و سنگسار پیشتازند. شما
به حکومت جمهوری اسلامی حسن نیتتان را ثابت
کردید، به دنبال براندازی نیستید، تنها
توقع کوچکتان از حکومت جنایتکار آخوندی،
تقدیم یک آزادی بی خطر به زنهایی است که
از طبقه ی خودتان هستند. خانم عبادی همه
مطلع شدند به جز آن زنهایی که حقوق از دست
رفته شان دستاویز چنین جنجالی شده بود.
زنهایی که هنوز در همان شرایط غیر انسانی
نه زندگی که جان می کنند. جایزه ی شما هیچ
چیز را برای آنها عوض نکرده است.
خانم عبادی خواهش
می کنیم از روی سن پایین بیایید، به جز
همپالگی هایتان کسی برای نمایشهای مضحک
شما کف نمی زند. بلند پروازیهای شما احمقانه
اند، تا دیروز خودتان را فرشته ی نجات زن
ایرانی می دانستید، امروز در ابعاد جهانی
کار می کنید، در عزای ستم به زنان تمام
این کره ی خاکی لباس ماتم به تن می کنید
و اشک تمساح می ریزید. آیا تاریخ را
خوانده اید؟ اصلا
می دانید هشت مارس به چه مناسبتی روز زن
اعلام شده است؟
آنهایی که در این روز جان باختند از جنس
شما و طبقه ی شما نبودند درست مثل زنانی
که امروز بر شانه هایشان بالا رفتید
و جایزه ی نمایشی
را بدست آوردید. به جای آن که کنارشان بمانید
و روز زن را با آنها جشن بگیرید، تشریف
بردید سازمان بین المللی کار و سوگوارشان
شدید.
خانم عبادی آنهایی
که نمایشنامه ی ماتم گرفتن را برایتان نوشتند،
یا قرنها فراتر از ما سیر می کنند یا زیاد
فیلمها و
کتابهای تخیلی استفاده می کنند، چراکه اسیر
این توهم شده اند که در کهکشان، ممکن است
کرات دیگری یافت شوند که ساکنین اش موجوداتی
شبیه ما انسانها باشند. آن جا هم جنس ماده
تحت ستم باشد وفمنیستهای بورژوایی وجود
داشته باشند که حقوق از دست رفته ی این
زنان را ابزار موقعیت و شهرت خود بکنند.
و حال باید با
راه انداختن چنین خیمه شب بازیهایی زمینه
را برای انتخاب شما در مراسم اهدای جایزه
ی صلح کهکشانی آماده کرد. شما که اینک خودتان
را نماینده ی تمام زنهای ستمدیده ی جهان
ما می دانید، برای یک بار به خواست ما توجه
کنید:
خواهش می کنیم
از حقوق ما دفاع نکنید
رزا جوان
نوزده اسفند هشتاد دو
http://www.javaan.net