بیگاری
دانشجویی
تامین مخارج تحصیل،
بزرگترین دغدغه ی فکری دانشجویانی را تشکیل
می دهد که از طبقه کارگر وارد دانشگاهها
می شوند. هزینه سنگین اجاره ی خوابگاه و
تهیه خوراک و پوشاک در شرایطی که دانشجو
از نظر مالی مستقل نمی باشد و از خود تولیدی
ندارد، بر عهده ی خانواده ی اوست. خانواده
ای که مشکلات عدیده ای در جامعه ی سرمایه
داری و اقتصاد بیمار آن، گریبانگیرش شده
است وبه همین دلیل توانایی پشتیبانی از
فرزندان خود را ندارد. بسیاری از فرزندان
طبقه ی کارگر در نتیجه فقر قید ادامه ی
تحصیل را زده، پیشه ی والدین خود را دنبال
می کنند. استعدادهای درخشانی از بین می
رود و از درون نیروی کاراستثمار شده ، نیروی
انسانی تازه نفس زاییده می شود. اما با
وجود تمام محدودیتها، بازهم عده ای ناچیزاز
آنها در مقایسه با طبقات اجتماعی مرفه،
با غلبه بر موانع بیشماری که جامعه سرمایه
داری در مقابلشان قرار داده است، وارد دانشگاهها
می شوند واین باربا افسردگی ناشی از فقر
و تحقیر آن، دچار افت تحصیلی شده و ناچار
به ترک تحصیل می شوند و در موارد حادتر
خودکشی می کنند.
در این میان همچون
گفتارهایی که اطراف لاشه یی نیمه جان به
انتظار می نشینند، سرمایه داری سعی می کند
بهترین استفاده را از فاجعه ببرد. با شروع
هر ترم انواع و اقسام آگهیهای کار دانشجوی
بر درو دیوار دانشگاه، دانشجویان تحت فشار
را وسوسه می کند برای آنکه ساعات با ارزشی
از زندگی خود را در مقابل دستمزدی بسیار
ناچیز از دست بدهد. نکته مهم این است که
هیچ قانونی در این مورد وجود ندارد و در
هیچ یک از این آگهیها از دستمزد پرداختی
چیزی نمی نویسند. بسیاری از دانشجویان به
مدت یک ترم بیگاری می کنند و در آخر متوجه
می شوند که در مقابل ساعتی 100 تومان کار
کرده اند! مبلغی آنقدر ناچیز که بعد از
چند ماه نصیبشان شده است ونخستین و مهمترین
پیامدآن افت تحصیلی است، چراکه با حجم سنگین
کار دیگر فرصتی برای مطالعه و پیشرفت تحصیلی
باقی نمی ماند. اکثر کارهایی که به دانشجو
محول می شود کارهای خدماتی چون فروش ژتون
غذا، تنظیم پرونده ها و کار در کتابخانه
دانشگاه است، که بی ارتباط با رشته تحصیلی
دانشجو، خلاقیت وی را ازبین می برد. مسئولین
دانشگاهها با سوء استفاده از مشکلات اقتصادی
دانشجویان، وظایفی را که باید با استخدام
نیروی کار وبستن قرارداد کار با دستمزد
معین، انجام شود را با صرف کمتر از یک دهم
حقوقی که به یک کارمند پرداخته می شود توسط
طرح کار دانشجویی انجام می دهند. برای مثال
بسیاری از دانشجویان ارشد، کلاسهای حل التمرین
را با دریافت ساعتی 500 تومان برگزار می
کنند در حالیکه این مقدار در مقایسه با
کلاسهای خصوصی خارج از دانشگاه بسیار ناچیز
است.
سیستم اداره ای
دانشگاههای ایران از فساد مستثنی نبوده
و همچون سایر ادارات دولتی دیگر، پستهای
ویژه و حتی غیر ویژه آن در انحصار افرادی
است که نه از روی ضابطه که بر اساس روابط
استخدام شده اند و به هیچ وجه خود را مسئول
جوابگویی به ارباب رجوع ندانسته و با استفاده
از بودجه ی دانشگاه، و تشخیص خود تقاضای
دانشجو برای کار می دهند و وظایف خود را
به این طریق انجام می دهند. متاسفانه با
وجود تمام آگاهیها از ماهیت شغل موقتی که
ارائه می شود باز هم عده ای از دانشجویان
به ناچار مجبور می شوند برای تامین اندکی
از مایحتاج مورد نیازشان به کار دانشجویی
بپردازند.
این در حالی است
که همکلاسیهای مرفه آنها با در اختیار داشتن
امکانات وسیع مالی از نظر تحصیلی موفق تر
و از لحاظ جسمی و روانی در وضعیت بسیار
بهتری قرار دارند.
این است یکی از
بیشمارترین نتایجی که دریک جامعه ی سرمایه
داری ، دامان طبقات تحت ستم را می گیرد
و آن را همواره دراین وضعیت اسف بار مزد
بگیری پابرجا نگاه می دارد.
در اين موقعيت،
جوانان سوسياليست خواهان اين هستند که کليه
کسانی که مايل به ادامه تحصيل دانشگاهی
هستند، صرفنظر از موقعيت اجتماعی شان، قادر
به چنين امری باشند. جوانان بدون بضاعت
بايد بتوانند بدون فشار مالی در دانشگاه
(انتقاعی و غير انتقاعی) مشغول تحصيل شده
و بودجه ای نيز برای مسکن و مخارج آنها
در دوره تحصيلی به آنها تعلق گيرد. دولت
موظف است که همه اين مخارج را برای فرزندان
کارگران تأمين کند. همه دانشجويان صرفنظر
از موقعيت اجتماعی شان از حقوق برابر برخوردار
هستند.
اگر دولت و نمايندگان
آن در دانشگاهها قادر به انجام اين وظايف
ابتدايی نباشند؛ جوانان خود متکی بر نيروی
خود، با ايجاد تشکل های مستقل دانشجويی
در هر دانشگاهها دروازه های دانشگاهها را
بر روی فرزندان کارگران باز می کنند. جوانان
سوسياليست خواهان اين هستند که اساتيد دانشگاهی
با آنها همراهی کنند و در مقابل اجحافات
دولت در کنار دانشجويان قرار گيرند.
رزا جوان Javan1378@hotmail.com
22 دی 138
http://www.javaan.net
http://www.javaan.net