تلاش اصلاح گرایان برای حفظ قدرت‏

اگر چه در انتخابات شوراهای اسلامی عدم حمایت مردم از جناح اصلاح گرای نظام، نشان داد که توهم ‏نتیجه گرفتن از رفرم در حکومت جنایتکار اسلامی در اذهان توده ها از بین رفته است اما خود جناح ‏‏«چپ» دچار این تصور واهی شده بود که علی رغم از دست دادن پایگاه مردمی ، با در دست داشتن اکثریت ‏کرسیهای مجلس ششم و دولت خاتمی بازهم قادر است که حفظ قدرت کند. حتی تا پیش از رد صلاحیتهای ‏گسترده ی کاندیداهای اصلاح گرا، "چپ گرایان" بر این باور متفق بودند که می توانند با مذاکرات پشت ‏پرده در یک آشتی جناحی، بر سر تقسیم قدرت با راست گرایان به توافق برسند. اما مقاومت شورای نگهبان ‏و رهبری نظام در مقابل درخواست تایید صلاحیت اصلاح طلبان در مرحله ی بازبینی، آشکار ساخت که افق ‏دید راست گرایان، قبضه ی کامل حکومت است.‏

با بی تفاوتی مردم نسبت به تحصن نمایندگان و تسلیم شدن خاتمی و کروبی در برابر تاکید رهبری نظام بر ‏برگزاری انتخابات در موعد مقرر، انتخابات دوره ی هفتم برگزار شد و جناح اقلیت مجلس ششم با آرای ‏بسیار ناچیزبه پیروزی رسید چرا که اکثریت کسانی که واجد رای دادن بودند انتخابات را بی توجه به ‏دعواهای جناحی نظام تحریم کردند. در نتیجه با وجود شایعه پراکنی و ارعاب توده ها، ثمره ی تقلاهای ‏چندین ماهه ی حکومت در صدا و سیمای لاریجانی چیزی جز شرکت کمتر از پنجاه درصد واجدین رای نبود ‏که در این آمار نیز احتمال تقلب بسیار بالاست. ‏

اما بازنده ی بزرگ این انتخابات،" جناح چپ" نظام آخوندی، بلافاصله پس از شکست با توقیف دو ‏روزنامه ی شرق و یاس نو و فشار قوه ی قضاییه بر اصلاح طلبان متوجه این حقیقت تلخ شد که راست ‏گرایان به هیچ وجه سخاوتمند نیستند وتهاجم تا حذف کامل "چپ" از صحنه سیاست ادامه دارد. به این ‏ترتیب بسیاری از نمایندگانی که پیش ازبرگزاری انتخابات استعفانامه ی خود را نوشته بودند، حال ترک ‏مجلس را خودکشی سیاسی می دانند و درصددند مدت قلیل باقی مانده از مجلس هفتم را برای باز آرایی ‏نیروهای خود مورد استفاده قرار دهند.‏

امروز نقطه ی اشتراک میان احزاب "چپ" نظام تلاش برای حفظ بقای سیاسی خود در حکومت است، در ‏نشستهای مشترکی که پشت درهای بسته صورت می گیرد، همه به دنبال راه حلی برای مقابله با ‏انحصارطلبی راست در قدرت، می باشند. مهمترین دیدگاههای که مطرح می شود، سه نقطه نظر است که در ‏زیر مختصرا بررسی می شوند:‏

‏1-‏ خروج از حاکمیت.‏
اصلاح طلبان بارها با تهدید به خروج از نظام سعی در کاستن فشارهاو محدودیتهایی داشتند که جناح راست ‏عمدتا از کانال شورای نگهبان، بر دولت و مجلس وارد می ساخت. آخرین مورد، استعفاهای دسته جمعی ‏نمایندگان مجلس بود که به شکست انجامید چراکه تشکیل اپوزسیونی خارج از حکومت تنها زمانی نتیجه ‏ی دلخواه را به دنبال دارد که با پشتونه ای آرای مردمی صورت بگیرد. در حال حاضر، با توجه به بی ‏اعتمادی توده ها نسبت به اصلاح گرایان خروج از حاکمیت به مفهوم خودکشی" چپ" است. در میان خود ‏گروهای دوم خرداد نیز عده ی اندکی به این راه حل می اندیشند و اکثریت در تلاشند قدرت باقی مانده را ‏حفظ کنند.‏

‏2-‏ جلب نظر مساعد مردم با تقویت دولت
گروهی از اصلاح طلبان با استدلال بر موفقیت شهردار تهران در کسب آرای مردم به نفع لیست ائتلاف« ‏آبادگران »در انتخابات دوره ی هفتم مجلس بر این باورند که می توانند در مدت باقی مانده از دولت خاتمی، ‏دوباره حمایت مردم را جلب کرده و "چپ" را در حکومت تقویت کنند. این در حالی است که بر این واقعیت ‏بزرگ چشم بسته اند که آبادگران با تکیه بر آرای اقلیتی که جز مزدوران نظام نیستند، توانست پیروز ‏انتصابات شود و اکثریت مردم ایران رغبتی به شرکت در انتخابات نداشتند. حال با توجه به این که تجربه ‏ثابت کرده است تعویض چند وزیر و یا انتشار کتاب مظلومیت خاتمی درعمل کردن به وعده های انتخاباتی ‏اصلاح طلبان در بهسازی احساسات مردم تاثیری نداشته است، زمانی دیدگاه بالا ثمر بخش است که جناح ‏چپ تمام توانش را در کسب آرایی سرمایه گذاری کند که همواره به علت منافع خود، مزدوران جان بر کف ‏نظام جنایتکار آخوندی بوده و خواهند ماند. ‏

‏3-‏ شرکت در انتخابات با نامی جدید و به صورت گمنام
مضحک ترین راه حلی که برای حفظ بقای "چپ" نظام به نظر می رسد، شرکت در انتخابات ریاست ‏جمهوری با استفاده از فریب توده ها می باشد. دیدگاهی که یا باید به توافق با جناح راست دست یافت که با ‏توجه به خصلت انحصارگرایی این جناح غیرممکن است و شورای نگهبان اجازه ی حضور کاندیدای "چپ" ‏را در رقابت انتخابات نمی دهد و یا تلاش کرد که جناح راست را نیز هم چون توده ها فریفت. ارائه ی چنین ‏پیشنهاداتی از طرف جریان دوم خرداد به وضوح ماهیت ضد مردمی و فرصت طلبی جناحی را آشکار می ‏کند که برخلاف شعارهای پر طمطراق خود تنها به قدرت می اندیشند. ‏

اما خوشبختانه امروز توده ها، به این باور رسیده اند که تنها با براندازی رژیم آخوندی می توانند به ‏مطالبات بر حق خود دست یابند وراه کار انقلاب که سالها عناصر ضد انقلابی رفرمیست سعی داشتند آن را ‏نا شدنی جلوه بدهند، باردیگر روشن تر از پیش در ذهن مبارزان انقلابی ، یگانه راه خلاصی از استثمار ‏سرمایه گردیده است. ‏
رزا جوان
javan‏1378‏@hotmail.com‏
دوازده فروردین هشتادوسه ‏
http://www.javaan.net

http://www.javaan.net

بازگشت به صفحه نخست