سوسياليزم انقلابی و مبارزه مسلحانه

 

م. رازی

 

سوال: در شماره 42 «کارگر سوسياليست» سرمقاله ای در مورد «توماک آمارو» انتشار يافت که عده ای از رفقا را نگران خط سياسی «هيئت مسئولان» در قبال «مبارزه مسلحانه» کرده است. برخی از رفقا موضع هيئت مسئولان را مغاير با اصول سوسياليزم انقلابی قلمداد کرده اند، نظر خود را در اين مورد بدهيد.

 

در ابتدا بايد ذکر کنم که ايرادهای رفقا (چه کتبی و چه شفاهی) در مورد، سرمقاله شمار ی 42 مورد استقبال ماست، زيرا که اين ايرادها در حاشيه ماجرای «توماک آمارو» زمينه را برای بحث پيرامون «مبارزه مسلحانه» بين طيف سوسياليست های انقلابی باز کرده است. بازنگری مواضع ما درباره ی «مبارزه مسلحانه» و «تروريزم» از اهميت بسياری برخوردار است.

اما سرمقاله «هيئت مسئولين»، برخلاف نظر برخی از رفقا، اصول سوسياليست های انقلابی را زيرپا نگذاشته است، زيرا که:

اول، بايد توجه کرد که اين مقاله در چه موقعيتی نوشته شده و حامل چه پيامی است. اين مقاله در زمانی نگاشته شده است که کل نظام سرمايه داری بين المللی و شبکه های جاسوسی و ضربتی آن (سيا، موساد، اس. آ. اس و غيره) با همکاری کليه مطبوعات بورژوايی، به قتل رسيدن 14 جوان را جشن گرفته بودند. اجساد اين عده در صفحه اول اکثر مطبوعات غربی (و ژاپن) ظاهر شده بود. تبليغات گسترده شبکه های جاسوسی امپرياليستی نه تنها متوجه «توپاک آمارو»، که برای تهديد و تحميق کليه زحمتکشان و کارگران جهان طراحی شده بود. آنها با کشتن 14 جوان می خواستند درس عبرتی به کليه نيروهای انقلابی دهند.

بديهی است که در چنين موقعيتی ارائه سرمقاله «دو ونيم» ستونی در نشريه در دفاع از «توماک آمارو» نمی تواند ايراد اصولی ای داشته باشد. اين مقاله به منظور «تحليل»، يا دفاع از خط «مبارزه مسلحانه» و يا دفاع از نظريات «توماک آمارو» نوشته نشده بود، که مقاله ای بود «تهييجی» در دفاع از 14 جوان مبارز عليه توطئه بين المللی شبکه های جاسوسی امپرياليستی و دولت «فوجيموری». البته برای خنثی سازی تبليغات دولت های سرمايه داری «سَرِ ترکه» در دفاع از اين جوانان کمی خم شده بود (و آن هم به خودی خود ايراد اصولی نمی تواند داشته باشد، زيرا در مواردی چنين برخوردهايی ضروری است).

دوم، در همان مقاله کوتاه و تهييجی، ما موضع خود را در نارسا بودن شيوه مبارزه مسلحانه تأکيد کرده بوديم. برای نمونه در جمله آخر مقاله چنين آمده است: "صِرف «مبارزه مسلحانه» پاسخگوی دراز مدت نيازهای جنبش کارگری نخواهد بود". در هيچ جای مقاله از شيوه مبارزه مسلحانه و يا «خط سياسی» توماک آمارو دفاع نشده، که تأکيد اصلی عليه توطئه های دولت های سرمايه داری بوده است. در اين مقاله تنها واقعيت ها در مورد تاريخچه توماک آمارو و هدف آنها از چنين اقدامی ذکر شده بود.

بنابراين، ايراد رفقا مبنی بر کنارگذاری اصول سوسياليزم انقلابی، به جا نيست.

 

سوال: آيا «تروريزم» اصولاً قابل دفاع هست؟

 

ابتدا بايد تعريف خود از «تروريزم» را روشن کنيم. دشمنان طبقاتی ما، همواره از «تروريزم» کمونيست ها شاکی بوده و هستند! بورژوازی هميشه فعاليت پرولتاريا عليه خود را بر چسب «تروريزم» محکوم کرده است. آنها «اعتصاب»، «تحريم اقتصادی» و حتی «اعتراض» کارگران را «تروريزم» می دانند. اگر شبکه های جاسوسی و پليسی امپريالستی ما را به اين علت محکوم به تروريزم می کنند، ما با صدای بلند اعلام می کنيم  «ما تروريست ايم»! اگر مبارزه جمعی توده های زحمتکش عليه نظام پليسی سرمايه داری «تروريزم» است، ما مدافع آن هستيم. واضح است که منظور واقعی کلمه تروريزم اينها نيستند. مفهوم واقعی آن، به قتل رسانيدن يک فرد، به آتش کشيدن کارخانه ای و يا تهديد به کشتن مدير  يک کارخانه و يا يک وزير و غيره است. اينها روش هايی هستند که سوسياليست های انقلابی با آنان سخت مخالف اند.

به اعتقاد ما سازماندهی طبقه کارگر در راستای سرنگونی کل نظام سرمايه داری (گرچه عملی است دراز مدت و پرمشقت) نتيجه مهم تری از ترور يک مدير کارخانه و يا يک وزير به بار خواهد آورد. اولی نظام را از بين می برد و دومی عده ای را برای مدت کوتاهی «ارضاء» می کند. اولی يکی از هدف های اساسی کمونيست هاست و دومی روشی است که سنتاً آنارشيست ها و خرده بورژوازی در درون جنبش کارگری به آن روی آورده و می آورد. ما به مبارزه جمعی عليه کل نظام سرمايه داری اعتقاد داريم. ما خواهان جايگزينی خود به جای توده ها نيستيم. انقلاب تنها از طريق فعاليت جمعی توده های وسيع مردم عملی است. اينها مواضع سوسياليست های انقلابی بوده و هست و هيچ کس در درون «اتحاديه» اين اعتقادهای اساسی کمونيستی را کنار نگذاشته است.

اما، سوال اين است که به اعتقاد رفقا، عمل «توماک آمارو» (صرف نظر از خط سياسی آنها) مترادف با يک عمل تروريستی صرف بوده است؟ و يا يک فعاليت تبليغاتی (مسلح) حساب شده؟ آيا اين 14 جوان قصد کشتن کسی را داشتند؟ و يا عده ای را برای مذاکره برای رهاسازی زندانيان سياسی با هدف تبليغاتی و افشای دولت پرو به گروگان گرفتند؟

به اعتقاد ما بايد وجه تمايزی بين «تروريزم» و يک عمل مسلحانه در راستای يک هدف مشخص، قايل شد (گرچه کار تروريستی نيز می تواند همراه با عمل مسلحانه باشد).

مواضع اوايل قرن بيستم بلشويک ها و لنين عليه تروريزم «نارودنيک ها» (روشنفکرانی که کار «انقلابی» را محدود به ترور شخصيت های دولت تزاری می کردند) را نبايد به وضعيت اواخر قرن بيستم به عده ای که هدف و قصد کار تروريستی را ندارند منطبق کرد. تجربه مبارزه مسلحانه در آمريکای لاتين (و چين) نشان داد که اينگونه مبارزات با فعاليت های تروريستی اوايل قرن بيستم متفاوت بوده و هستند. مبارزه چريکی، گرچه مورد تأييد ما نيست، اما بايد مورد بررسی قرار گيرد. برای مثال آيا می توان خط سياسی «چه گوارا» از جنگ چريکی را مترادف با نظر يک نارودنيک و يا يک آنارشيست در روسيه دانست؟ آيا جنگ های چريکی در چين را می توان با عمل ترور فردی مقايسه کرد؟ بديهی است که پاسخ منفی است. انقلاب کوبا و چين (صرفنظر از تمام ايرادهای اساسی آن) تناسب قوا در سطح جهانی را برای دوره ای به نفع جنبش کارگری تغيير داد. عدم پيروزی نهايی آن عده را نبايد در عمليات «چريکی» آنان جستجو کرد. ايرادها در جای ديگری نهفته بودند (عمدتاً در عدم رعايت دمکراسی کارگری).

 

سوال: پس به نظر شما مبارزه مسلحانه می تواند قابل دفاع باشد؟ و اگر چنين است، ارتباط «مبارزه مسلحانه» با حزب سازی چيست؟

 

همانطور که ذکر شد، دفاع از مبارزه مسلحانه بستگی به هدف و انگيزه آن دارد. نبايد فراموش کرد که سوسياليست های انقلاب نمی توانند با مبارزه مسلحانه «بطور عمومی» مخالف باشند. مارکسيست ها نه دگماتيک اند و نه خيال پرداز. واقعيت اين است که هر رژيم سرمايه داری را در نهايت بايد «مسلحانه» سرنگون کرد، زيرا که رژيم های ارتجاعی، «مؤدبانه» و با «خواهش و تمنی» قدرت را به کارگران واگذار نمی کنند. برای تسخير قدرت سياسی، ميليسياهای کارگران و زحمتکشان در مقابل نيروهای مسلح رژيم «رو در رو» قرار خواهند گرفت. تاريخ روش ديگری را تجربه نکرده و به اثبات نرسانده است.

اما، مبارزه مسلحانه صرفاً در دوره تسخير قدرت نيز طرح نمی گردد. مبارزه مسلحانه در واقع بخش مهمی از ساختن حزب انقلابی است. رفيقی که در مقاله ای می نويسد که مبارزه مسلحانه مانعی است در راه ساختن حزب پيشتاز انقلابی، سخت در اشتباه است (بخصوص در وضعيتی که دمکراسی بورژوايی وجود نداشته باشد و اختناق و سرکوب توسط يک رژيم ارتجاعی اعمال شود- مانند کشورهای آمريکای لاتين و ايران). «حزب سازی» در زندگی واقعی روزمره کارگران صورت می گيرد و نه در کتابخانه ها متکی بر «تئوری»های انقلاب های گذشته. تزها و تئوری هايی که با واقعيت يک جامعه انطباق نداشته باشند، به درد آن جامعه نمی خوردند. در جوامعی نظير ايران ساختن حزب انقلابی، خواه ناخواه با مبارزه مسلحانه پيوند می خورد.

برای روشن تر شدن اين بحث مثالی می آوريم. فرض کنيم در ايران يک حزب پيشتاز انقلابی وجود داشته و قصد دارد در ميان پيشروی کارگری و کارگران کارخانه ها تبليغ کند. بديهی است که به محض حضور در يک کارخانه با نيروهای مسلح رژيم مواجه شده و نه تنها تبليغی صورت نمی گيرد که مبلغان نيز از بين می روند. در نتيجه «دفاع» مسلحانه از خود در راستای تبليغ و ترويج نظريات انقلابی و در نتيجه ساختن يک حزب انقلابی، در وضعيت اختناق، به انقلابيون تحميل می گردد. بديهی است يک حزب سراسری، بايد شاخه نظامی خود را نيز داشته باشد، وگرنه به سرعت نابود می گردد. دفاع مسلحانه از خود نيز به نوعی «مبارزه مسلحانه» است. با اين تفاوت که هدف اين گونه عمليات در راستای ايجاد يک حزب انقلابی است.

در نتيجه «استراتژی» سوسياليست های انقلابی ايجاد «حزب پيشتاز انقلابی» است. حزبی که بايد تدارک انقلاب را در راستای سرنگونی دولت سرمايه داری و تشکيل نظام شورايی سازمان دهد. اما در اين راه تاکتيک های مختلفی اتخاذ می گردد، که «مبارزه مسلحانه» يکی از اين تاکتيک هاست. ما با تزهايی که مبارزه مسلحانه را «هم استراتژی و هم تاکتيک» می دانند، مخالفيم.

 

سوال: به نظر شما آيا «توماک آمارو» در پرو در حال ساختن يک حزب انقلابی اند؟

 

خير! توماک آمارو، يک گرايش «خرده بورژوا راديکال» و شبه آنارشيستی است (حتی اگر کليه اعضای آن کارگر باشند). روش آن بطور قطع اشتباه است. اما عملی را که آنها سازمان دادند، تأثير بسياری در پرو و ساير نقاط جهان گذاشت. در آتيه جوانان بسياری، در غياب يک حزب پيشتاز انقلابی، به اين سازمان جلب خواهند شد. در زمانی که (به هر علت) يک جريان «خرده بورژوا راديکال» با يک رژيم ارتجاعی (به خصوص رژيمی که توسط دولت های سرمايه داری غربی حمايت می شود) رودررو می شود؛ در وضعيتی که هيچ آلترناتيو انقلابی در آن جامعه وجود نداشته باشد، نقش سوسياليست های انقلابی (آن هم خارج از گود!) اين نيست که توطئه های امپرياليستی را عمده نکرده، روحيه جوانان را ناديده گيرد و همه حمله اصلی را متوجه آن گروه مسلح کنند (استناد بر نظريات 100 سال پيش بلشويک ها مسئله ای را تعيير نمی دهد). بديهی است اين ها گرايش های فکری شبه آنارشيستی و چريکی داشته و نظرياتشان شايد رفرميستی نيز باشد، اما در عين حال، در اين مقطع، از نزديک ترين متحدان سوسياليست های انقلابی اند. ضمن نقد روش اشتباه آنها، حمله اصلی نخست بايد متوجه نيروهای ضربتی و جاسوسی سرمايه داری باشد. سپس در درون جوانان می توان گوش شنوا پيدا کرده و صبورانه برنامه انقلابی و روش صحيحی را در مقابل روش و برنامه انحرافی آنها ارائه داد (آن هم در عمل و نه تئوری و حرف!). تنها از طريق چنين برخوردی است که می توان با انحراف های آنها مقابله کرد.

 

سوال: اما آيا اينها نظرياتی مشابه مواضع سانتريستی بين الملل چهارم نيست که در مقابل امپرياليزم خود را در جبهه جريانات بورژوايی قرار می دهد؟

 

خير چنين نيست!

اول، مواضع بين الملل چهارم (دبيرخانه متحده) ايرادهای بسياری دارد. ما نيز با آنها موافق نيستيم و به اين علت سال هاست که از آنها بُرش سياسی و تشکيلاتی کرده ايم. بديهی است که حمايت نظامی (البته نه سياسی) اين سازمان (و سازمان های مشابه تروتسکيستی) از خمينی يا صدام در جنگ آنها عليه امپرياليزم آمريکا، نادرست بوده است. همچنين دفاع سياسی آن سازمان از ساندنيست ها غيراصولی بود. اما اين مواضع را نمی توان با دفاع از يک عمل مسلحانه مقايسه کرد. رژيم های صدام و خمينی، رژيم های ارتجاعی در حکومت هستند که از ابتدا زير لوای مبارزه با امپرياليزم به سرکوب جنبش کارگری و زحمتکشان پرداخته اند. دست آخر نيز با امپرياليزم توافق خواهند کرد. در نتيجه سوسياليست های انقلابی هرگز نبايد تن به حمايت به يک رژيم سرمايه داری دهند. رژيم سانديستی، گرچه ارتجاعی نبود، اما کماکان يک دولت سرمايه داری را احيا کرد. اينها نيز نمی بايستی مورد حمايت قرار گيرند. بايد ميان جريانی مبارز (حتی با برنامه رفرميستی) که هنوز در حکومت قرار نگرفته و يک دولت سرمايه داری استقرار يافته وجه تمايز قايل شد.

دوم، حمله آمريکا و غرب به عراق، مترادف بود با ايجاد يک جبهه سوم. جبهه مبارزان کُرد در شمال و مسلمان شيعه در جنوب عراق. بنابراين شعار ما حمايت از جبهه سوم عليه تهاجم آمريکا و دولت عراق بود. ما از جبهه مردم زحمتکش عراق عليه دولت های سرمايه داری دفاع کرديم. اين وضعيت را نمی توان با پرو مقايسه کرد. بهرحال در پرو جبهه سومی وجود ندارد. مردم پرو توسط دولت ارعاب شده و تنها واکنش توسط مبارزات مسلحانه عده ای از نيروهای چپ سازمان يافته شده است. چنانچه ما در پرو بديل «حزب انقلابی» را شکل نداده باشيم، نمی توانيم، بدون ارائه هيچ آلترناتيو کنکرت، تنها به مبارزات مسلحانه ايراد بگيريم. نمی توانيم به توده ها بگوئيم که: "دولت ارتجاعی است و مبارزات مسلحانه «توماک آمارو» انحرافی است"! و «هيچ» آلترناتيو خود ارائه ندهيم (غير از تأکيد بر مواضع اوايل قرن بيستم لنين عليه ناردونيک ها و يا چگونگی ساختن يک حزب متکی بر جزوه «چه بايد کرد»). بايد به توده ها بگوئيم که: "ما در دعوا بين دولت سرمايه داری (و امپرياليزم) و مبارزين مسلح، در کنار توده ها قرار داريم و از آنجايی که تنها شکل مبارزه در اين مقطع، «مبارزه مسلحانه» است ما از اين مبارزه در مقابل رژيم دفاع می کنيم. اما در عين حال به اين شيوه انتقاد داريم." ما بايد آلترناتيو خود را در عمل به توده ها ارائه دهيم و نه در حرف!

سوم، موضع گيری فوق، ريشه در مارکسيزم دارد و نه در تروتسکيزم بين الملل چهارم. برای نمونه مارکس، گرچه کمون پاريس را زودرس می دانست، ضمن انتقاد به «انقلابيون» پاريس در کنار آنها قرار گرفت. حتی لنين ضمن شديدترين انتقادات به نارودنيک ها و تروريست ها همواره در مقابل پليس تزار موضعش حمايت از آنها بود (حتی زمانی که آلترناتيو حزب انقلابی مطرح بود).

بنابراين، برخوردهای «کتابی» نمی تواند الزاماً ما را به يک موضع صحيح برساند. در ضمن مواضع انحرافی برخی از نيروهای چپ را نمی توان ملاک موضع گيری قرار داد. سوسياليست های انقلابی بايد متکی بر تجارب نظری و عملی، با تحليل از وضعيت مشخص و انطباق آن با استراتژی حزب سازی، در قبال مسايل اجتماعی موضع گيرند. اين موضع گيری بايد ما را در راستای تدارک اهداف خود ياری دهد. اين مواضع بايستی پيوند ما را با قشر پيشروی کارگری بيشتر کند. بی توجه ای به مسايل کارگری و برخوردهای دگماتيک و کتابی به آنها، آن روی سکه «دنباله روی» از توده هاست.

 

متشکرم

مصاحبه با رفیق م. رازی نخستین بار در کارگر سوسياليست شماره 45 سپتامبر 1997 انتشار یافت

 

 

 

کارگر سوسياليست شماره 45 سپتامبر 1997 (شهريور 1376)

آدرس انترنتی کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm 

آدرس پستی: BM IWSN, London WC1N 3XX

ايمل: yasharazari@netscape.net

مسئول نشر کارگری سوسياليستی: ياشار آذری