به توده های تحت ستم!

 

مسائل قومیتی، نژادی، زبان و ... برای مناسبات سرمایه داری تنها بازیچه ای در جهت تامین منافع اقتصادی است و برجسته کردن یا سرپوش نهادن بر تفاوت ها ارتباط مستقیم و زنده با منافع طرفین درگیر دارد.

 

از یک سو سرمایه داری بومی برای رهایی از نظارت و قیومیت دولت مرکزی دست به تهییج احساسات ناسیونالیستی مردم منطقه می زند، اختلافات را برجسته می کند واز طرف دیگر سرمایه داری متمرکز با تمامی امکانات خویش از تبلیغات گرفته تا دست زدن به خشونت عریان، تفاوتها را انکار می کند. در این میان سایر کشورها به ویژه همسایگان هر کدام به اقتضای منافع خود در این درگیریها دخالت مستقیم و غیرمستقیم می کنند.

 

اما بار سنگین چنین کشمکشهای ادواری تنها بر دوش زحمتکشان منطقه است و بس. کسانی که به سبب ناآگاهی از اهداف پلید نظام سرمایه هزینه های مالی و در بسیاری از موارد جانی درگیری را متحمل می شوند و در واقع سربازان جبهه ای می گردند که هیچ سودی جز تداوم فقر و محنت برایشان در برنخواهد داشت.

 

در ایران بیش از نود درصد امکانات و رفاهیات اجتماعی در شهرهای مرکزی تمرکز پیداکرده است و حاشیه نشین ها به شدت تحت ستم و محرومیت اند. برای مثال سهم قابل توجه ای از جمعیت بیکار کشور به اقلیتهای قومی تعلق دارد. به استثنای خوزستان سایر مناطق حاشیه ای فاقد مراکز صنعتی و اشتغال زا هستند و اکثر جوانان در معرض بیکاری و فقر ناشی از آن قراردارند. حتی در خوزستان هم، با وجود منابع ثروت عظیم نفت که در الویت نخست، متعلق به این سرزمین و مردمان ساکن آن است، از استخدام  بومیان به عناوین مختلف خودداری می شود و مهاجرین موقعیت بهتری برای اشتغال و کسب درآمد پیدامی کنند. نمونه دیگر تبعیض علیه اقلیتهای قومی محرومیت از برخورداری از آموزشهای عالی به علل مختلف از جمله به رسمیت شناخته نشدن زبان مادریشان در سیستم آموزشی کشوراست. که همین امر موجب تضعیف قدرت اقلیتها در رقابت با مرکزیت گشته و آنها را به بهانه ی فقدان تخصص در حاشیه قرار داده است.

 

عدم اختصاص بودجه برای بهبود شهرنشینی، تاسیس مراکز تفریحی و آموزشی، ایجاد شهرکتهای صنعتی اشتغال زا و ... نازل ترین سطح معیشت را نسبت به مرکز کشور به مردم این مناطق تحمیل کرده است. بنابراین کاملا طبیعی است که اقلیتهای قومی و نژادی نسبت به حکومت مرکزی بدبین باشند و در اولین فرصت به شورش علیه آن دست زنند و در این مبارزه شعار محوری خود را کسب استقلال قراردهند.

 

حوادث امروز استان خوزستان از جمله همین شورشهاست که با عدم دخالت نیروهای آگاه برای جهت گیری صحیح آن، به دست ناسیونالیستهای تطمیع شده ی از سوی سرمایه داریهای بومی و حامیان خارج اش کور و بی حاصل می ماند. نیروهای آگاه و مترقی سوسیالیست در این زمان موظفند به توده های عرب منطقه این آگاهی عظیم را منتقل سازند که اجحافات و تبعیضات حکومت مرکزی در حق آنان تنها ریشه در زیاده خواهی و منافع نظام سرمایه داری دارد و زحمتکشان تحت ستم ایرانی نیز نه در جبهه مقابل که با آنان در فقر و محرومیت ناشی از مناسبات استثماری حاکم شریکند.

 

برای جلوگیری از انحراف جنبش های قومیتی به سمت خواسته های بورژوازی بومی و همچنین آگاه ساختن توده های ایرانی نسبت به تبلیغات موذیانه ی رژیم در راستای تخریب خواسته های برحق مردم این مناطق،  بایستی آگاهی والای طبقاتی  را در میان هیاهوی مسخ کننده ی ناسیونالیسم و حامیان اصلی اش یعنی سرمایه داری، به زحمتکشان هر دو طرف منتقل ساخت. در شرایط فعلی به هیچ رو نباید با سهل انگاری به مماشات با بورژوازی بومی دست زد و با دشمن طبقاتی هرچند از نژاد و قومیت خویش زیر یک پرچم در جهت ایجاد سرمایه داری محلی مستقل از دولت مرکزی مبارزه کرد. توده های زحمتکش به ویژه کارگران عرب باید آگاه باشند که با پیروزی بورژواری بومی بلافاصله توسط همین همرزمان دوآتشه ی امروز به شدت سرکوب می گردند و تحت استثماری دوباره به زندگی پرمحنت خود ادامه می دهند. بی آن که به اهداف واقعی خویش که قرار بود با بدست آوردن استقلال از حکومت مرکزی بدست آید، رسیده باشند!

 

در مبارزه جهت کسب استقلال و حق تعیین سرنوشت ملیتها، توده های تحت ستم مطرح اند نه نژاد، قومیت و یا زبان.  برای کارگران و زحمتکشان تفاوتی نمی کند سرمایه دار خودی باشد یا غیر خودی! در هر دو حال برای کسب حداکثر سود ممکن وادار به فروش نیروی کار خود در مقابل ناچیزترین دستمزد می گردد و پاسخ کوچکترین اعتراض را با گلوله می گیرد. برای یک کارگر جهان، وطن است و بنابراین با کارگران تمامی نقاط دنیا در یک جبهه ی واحد قرار می گیرد. از همین رو کارگران ایرانی نیز باید با حمایت از حرکت استقلال طلبانه ی سایر اقوام، به چنین شورشهایی حقانیت طبقاتی دهند و برای واژگونه ساختن بنیانهای نظام فعلی و جایگزینی آن با مناسبات انسانی وارد عرصه ی مبارزه گردند.

 

رزا جوان

28/1/84

 

جوان سوسیالیست