اعتصاب
سندیکای شرکت
واحد:
پیامدها
و نتایج آن
هيئت
تحريريه
نشريه جوان سوسياليست
روزهایی
پشت سر گذاشته
شد که پر بود
از التهاب.
بوی دگرگونی
از هر سو به
مشام می رسید
و هنوز هم می
رسد. اعتصاب
کارگران شرکت
واحد سرکوب شد
تا توهمی به
نام "احمدی
نژاد" و دست
یاری او به
توده های
زحمتکش از بین
برود. دیگر
توده های مردم
فریب ظاهر و
بیانات احمدی
نژاد را نخواهند
خورد چرا که
همگی آنان ، 1500
نفر دستگیری و
500 نفر زندانی
در اوین را
دیدند. همه
دیدیند که
اوین پر شد،
همه دیدند که
مأموران رژیم
حتی به کودکان
نیز رحم
نکردند. رویای
تغییرات آرام
و مسالمت آمیز
در ایران به
دست فراموشی
سپرده شد،
برای همیشه!
اعتصاب
کارگران شرکت
واحد شکسته شد
و علیرغم سرکوب
شدید آن،
پیامدهای
مثبتی را نیز
در پی داشت،
پیامدهایی که
نه به واسطه ی
سرکوب بلکه به
دلیل خود
اعتصاب و
ماهیت حرکات
اعتراض آمیزی
از این دست در
جامعه ی ایران
به وجود می
آیند و خود
اثبات کننده ی
بسیاری از
مسائل و
امور[مانند
انقلاب یک ضرب
سوسیالیستی و
نه بورژوا
دموکراتیک]
هستند.
اما
این پیامدها و
نتایج چیست
اند؟ ما در
زیر به طور
اجمالی به
بررسی آن ها
می پردازیم:
از
بین رفتن توهم
کارگران:
پس
از شکست عملی
و تئوریک
جریان موسوم
به اصلاحات و
نمایندگان
آن، خاتمی و
معین، توده
های زحمتکش
مردم که تنها
هدف و تلاش
شان این بود
که وضع
اقتصادی روز
به روز بدتر
شده ی خود در
دوره ی ریاست
جمهوری خاتمی
را اندکی بهبود
بخشند؛ از این
رو تعداد نه
چندان اندکی
از آنان رو به
احمدی نژاد و
شعارهای عوام
فریبانه اش
آوردند.
بسیاری از
کارگران نیز
به گمان این
که احمدی نژاد
روند خصوصی
سازی صنایع
گوناگون را
متوقف خواهد
کرد ، هواخواه
او شدند و در
انتخابات
فرمایشی رژیم
به او رأی دادند.
با گذشت مدتی
از آغاز دوره
ریاست جمهوری
احمدی نژاد،
نه تنها روند
خصوصی سازی
قطع و حتی کند
نشد بلکه ما
شاهد اطمینان
بخشی دولت جدید
به سرمایه
داران بورس
باز بودیم. اینان
تا آنجا پیش
رفتند که حوزه
های علمیه را،
که عملاً
نمایندگان
بورژوازی
سنتی و بازاری
است، نیز به
مشارکت در
بورس دعوت
کردند. در کنار
همه ی این
موارد، هیچ
خبر از برخورد
به اصطلاح
قاطع کوتوله ی
سیاست جمهوری
اسلامی با مفاسد
اقتصادی
نشدند چرا که
اصولاً «چاقو دسته
ی خود را
نمی برد!»
بدین
ترتیب بسیاری
از رأی
دهندگان به احمدی
نژاد (منظور
آن دسته ای
است که منافع
اقتصادی آنان
در گرو قدرت
گرفتن جناح
خاصی ار رژیم
نیست) و
هوادارانش ،
کم کم از او
دلسرد شدند. در
این میان
کارگران شرکت
واحد
اتوبوسرانی تهران
و حومه، یک سری
مطالبات
بسیار معمول و
طبیعی را مطرح
کردند (مانند
درخواست
تحویل لباس
های فرم و
رسمی) که با
برخورد
غیرمنتظره ی
رژیم روبرو
شدند و به
دنبال آن نیز
واکنش هایی از
خود نشان
دادند که
رادیکال ترین
آن را در قالب
اعتصابی بی
سابقه در
تاریخ بیست و
چند ساله ی
رژیم جمهوری
اسلامی
نمایان شد.
آنچه بدیهی
است، سرکوب
تمامی این
اعتراضات از
جانب دولت
است، چیزی که
شاید در خرداد
ماه 1384، هنگامی
که توده های
زحمتکش به پای
صندوق های رأی
می رفتند،
هرگز فکرش را
نمی کردند!
اما همگان
دیدند که این
سرکوب اتفاق
افتاد و عملاً
دولت حامی محرومان
به دولت سرکوب
محرومان بدل
شد و به جای آنکه
نفت و نان را
در سفره ی
مردم بیاورد،
زندان و شکنجه
را در دامان
آنان گذاشت.
همه ی این عوامل
دست به دست هم
دادند تا
بسیاری از
کارگران و حتی
برخی از
محافظه
کارترین
آنان، خود مبدل
به مبارزینی
رادیکال
شدند؛ همانگونه
که در اعتصاب
سندیکای
کارگران شرکت
واحد اتفاق
افتاد.
اکنون
جا دارد تا
مسأله ی دیگری
بررسی شود و آن
روند خودبه
خودی رادیکال
شدن مبارزات
در ایران است
که در زیر به
برسی مختصر آن
می پردازیم:
پروسه خودبه
خودی
رادیکالیزه
شدن اعتراضات
در ایران:
اعتصاب
اخیر نشان داد
که در
کشورهایی
نظیر ایران،
که سرمایه
داری در آن ها
رشد متعارف و
منطقی خود را
طی نکرده است،
بر خلاف
کشورهای
پیشرفته، هر
گونه اعتراض
صنفی و خواسته
ی جزیی به
خودی خود تبدیل
به اعتراضی
عظیم می شود
که نهایتاً
هدف آن می
تواند تغییر
سیستم و نظام
[اجتماعی]
موجود باشد.
لذا در چنین
شرایطی بحث
های بی فایده،
تخریبی و فرقه
گرایانه علیه
سندیکالیست
هایی همانند
اسانلو و
راستگرا یا
رژیمی خواندن
آنان، کاری
است غلط چرا
که این
اتهامات اساساً
واهی می
باشند؛ شاهدی
که می توان بر
این ادعا آورد
با شکوه ترین
اعتصاب بیست و
چند ساله ی
اخیر در ایران
است.
این
ویژگی
کشورهایی
مانند ایران
به خودی خود ثابت
می کند که
مطرح کردن
مطالبات
دموکراتیک و
حداقلی عملاً
بیهوده بوده و
راه به جایی
نخواهد برد.
زیرا مبرهن
است که رژیمی
که تاب تحمل تشکلی
همچون سندیکا
را ندارد،
چطور می تواند
تن به درخواست
هایی همانند
آزای بیان،
آزادی تشکل،
اعتصاب و ...
دهد؟ نتیجتاً
این قبیل
نظامات
اجتماعی –
سیاسی اصولاً
غیرقابل
اصلاح و رفرم
هستند. در
چنین سیستم
هایی مطالبات
کارگری، که
معمولاً از
سطح حداقلی
شروع می شود،
به خودی خود مبدل
به خواسته های
انتقالی می
شود که تحقق
آن مستلزم
شکسته شدن
چارچوب نظام
سرمایه داری
است و منطقاً
پیامد آن
انقلاب خواهد
بود.
در
این اعتصاب ما
دقیقاً شاهد
چنین روندی
بودیم که
بسیار منظم طی
شد. در ابتدا
بحث بر سر خواسته
های بسیار
جزئی صنفی
کارگران بود
اما با گذشتن
زمان و برخورد
نامناسب رژیم
[که اصولاً
جزیی از ماهیت
آن است] ما
شاهد رادیکال
شدن شدید و
سریع مبارزات
و حتی پراتیک
بسیاری از
رهبران ایم
مبارزه بودیم.
چه
کسی تصور می
کرد که روزی
سندیکالیست
ها به فعالین
خود پیشنهاد
مخفی شدن را
بدهند؟ چه کسی
می توانست
تجسم کند که
سندیکایی که
با ماهیت رژیم
[زمانی] هیچ
مشکلی نداشت،
امروزه خواب
را از سر حاکمان
جمهوری
اسلامی می
رباید؟
شکل
گیری اتحاد
عملی اعلام
نشده در میان
دیگر اقشار:
در
اقدامات
حمایتی صورت
گرفته از
اعتصاب کارگران
شرکت واحد،
طبقه کارگر
ایران و به
خصوص قشر
پیشرو آن ثابت
کرد که تا چه
حد پیشرو
نیست! آفتی به
نام فرقه
گرایی به جان
کارگران
پیشرو افتاده
و تا کنون
آنان را از
این آفت رهایی
در کار نبوده
است.
اگر
دانشجویان چپ
را بخشی از
روشنفکران
سوسیالیست به
حساب آوریم، آن
گاه به این
نتیجه می رسیم
که روشنفکران
از کارگران
بسیار جلوتر
هستند. در
میان دانشجویان
و اصولاً
روشنفکران
کارگری،
اتحاد عملی اعلام
نشده شکل
گرفت. اتحاد
عملی که می
توانست و هنوز
هم می تواند
گسترده تر
شود. اما در آن
سو کارگران
پیشرو چه
کردند؟هر
محفل و دسته به
طور جداگانه
اعلامیه ای
حمایتی صادر
کرد تا تنها
خودشان از
حمایت خودشان
مطلع باشند و
این امر بدین
معنا است که
بازخورد
اجتماعی چنین حمایت
ها و حرکت
هایی صفر است!
اکنون زمان آن
رسیده تا
کارگران
پیشرو و مبارز
از اتاقک های
سلول مانند
خود بیرون
آیند، باید
درها را باز
کنند و فرقه
های
میکروسکوپی
شان را نابود
کنند، چرا که
در صورت ادامه
ی چنین روندی
، این دوستان
بسیار ایزوله
تر از آنچه
هستند خواهند
شد.
این
وضعیت اسف
انگیز
پشروهای
کارگری در
ایران، در
شرایطی ادامه
می یابد که
بارها و بارها
پیشنهاد
اتحاد عمل از
سوی بسیاری از
رفقا و دیگر
دوستان به آن
ها داده شده
است. نمونه ی
بارز و مشخص
آن پیشنهاد
اتحاد عمل سراسری
بود که در اول
ماه مه سال 1384
توسط رفقای کمیته
اقدام کارگری
به این دوستان
داده شد که با
عدم استقبال
اینان روبرو
گشت. اگر آن
اتحاد عمل شکل
گرفته بود،
آیا وضعیت سندیکای
شرکت واحد
چنین بود؟ آیا
در آن صورت رژیم
توانایی
سرکوب گسترده
و دستگیری 1500
نفر را داشت؟
درک
لزوم ایجاد
تشکیلات مخفی
و سراسری
کارگری:
نکته
ای که در این
اعتصاب ، بیش
و پیش از هر
موضوع دیگری
به فعالین
کارگری و
کمونیست ثابت
شد، شکست
پذیری و عدم
هماهنگی
نیروهای
پیشرو طبقه
کارگر ایران
بود. این نقطه
ضعف دقیقاً به
دلیل عدم وجود
عنصری به نام
حزب پیشتاز
طبقه کارگر به
وجود آمده و
هر روز بیشتر
از دیروز
خودنمایی می
کند!
امروز،
اگر چنین حزبی
در ایران وجود
داشت، طبقه
کارگر می
توانست با یک
سلسله
اعتصابات
منظم رژیم را
به عقب براند
و یا حتی
فراتر از آن
به نابودی
کشاند. این
حزب، اگر
ساخته شود،
خواهد توانست
تمامی
اقدامات
مترقی
کارگران را
سازمان و ساماندهی
کند، به آنان
افق دهد و
برنامه ی آنان
را تعیین کند.
اما
شاید پرسیده
شود که این
حزب چگونه و
به دست چه
کسانی به وجود
خواهد آمد؟!
پاسخی
که می توان به
این سوالات
داد چنین است: بی
شک این حزب نه
به وسیله ی
عده ای
روشنفکر و در
اتاق های
دربسته، بلکه
به دست
پیشروان و رهبران
عملی طبقه
کارگر و با
همکاری
روشنفکران کمونیست
ساخته می شود.
یعنی این حزب
ترکیبی است از
دو بخش
کارگر-روشنفکر
و
روشنفکر-کارگر؛
و همچنین مسلم
است که راه ساختن
چنین حزبی از
در واقع
تمرینی است
برای ایجاد
حزب) نه ملغمه
هایی همچون
تشکیلات
سراسری توده
های کارگر و
یا احزاب هرز
و بد قواره ای
مانند حزب
کمونیست
کارگری؛ چرا
که هر دو این
ها در اعتصاب
اخیر بی عملی
و در واقع پوک
بودن و
ناکارآمد
بودن شان را
اثبات کردند.
وظیفه
کمونیست ها در
شرایط فعلی
طبقه کارگر ایران:
در
حال حاضر
وظیفه ی
کمونیست ها
چیست؟ آن ها در
برابر این
آشفته بازاری
که رژیم در
میان پیشروان
کارگری به
وجود آورده
است چه باید
انجام دهند؟
به
اعتقاد نشریه
ی جوان
سوسیالیست،
تمامی نیروهای
مترقی باید در
راستای ایجاد
حزب پیشناز
انقلابی گام
بردارند و
برای این کار
باید از
پیشروهای
کارگری آغاز
کنند و فارغ
از هرگونه فرصت
طلبی و فرقه
گرایی، رو به
ایجاد هسته ها
و گروه های
مخفی انقلابی
(که متشکل از
کارگران و
روشنفکران
است) به عنوان
نطفه های حزب
آینده آورند.
لذا ما بهترین
و عملی ترین
راه حل ممکن
را در حال
حاضر طرح
پیشنهادی
رفیق مازیار
رازی در موخره
ی مقاله ی
«حزب، ابزار
برافروختن
اخگر به شعله»
می دانیم1
و از همه ی
کارگران و
روشنفکران
پیشرو،
خصوصاً
دانشجویان
کمونیست، می
خواهیم که در
راه عملی کردن
این پیشنهاد
ما را یاری
دهند.
چنانچه
دیگر رفقا و
فعالین
کمونیست
پیشنهاد دیگری
دارند،
درخواست
داریم که با
مطرح کردن آن
گامی در
راستای تشکیل
حزب طبقه ی
کارگر بردارند.
هيئت
تحريريه
نشريه جوان سوسياليست
24
بهمن 1384
****************
ضمیمه
بخشی
از:
حزب
ابزار
برافروختن
اخگر به شعله
در
دفاع از
سوسیالیزم
انقلابی،
علیه رادیکالیزم
خرده
بورژوایی
مازیار
رازی
مؤخره
اکنون
چه باید کرد؟
با
توجه به تغییر
تناسب قوا در
درون جنبش
کارگری و جهت
گیری دولت
سرمایه داری
ایران به سوی دول
غربی و ایجاد
گشایش هایی
برای فعالیت
مشخص تر و
عمیق تر سیاسی
(صرفنظر از
انتخابات اخیر
احمدی نژاد و
دعواهای
زرگری کنونی
با امپریالیزم)،
جنبش کارگری
نیاز به
تدارکات مشخص
تر از پیش در
جهت امر
دخالتگری
دارد. به سخن دیگر
وضعیت عینی
برای تدارک
ایجاد یک حزب
پیشتاز
کارگری، در
راستای
استقرار یک
حکومت کارگری،
فراهم می آید.
اما؛
یکی از عوامل
بازدارنده عمده
امروزی بر سر
راه
سازمانیابی
کارگران عدم
آمادگی خود
پیشروی
کارگری برای
متشکل کردن
کارگران است.
حذف گرایی و
انحصارگرایی
در درون
کارگران
پیشرو بسیار
رواج دارد و
به یک امر
عادی و قبول
شده مبدل گشته
است. هیچ گرایشی
چشم دیدن
مخالفان خود
را نداشته و
به محض بروز
کوچکترین
اختلاف نظری،
به جای تحمل
نظریات مخالف
و در عین حال
حفظ اتحاد عمل
علیه دولت
سرمایه داری،
در ابتدا
اتهام زنی ها
آغاز می شود و
سپس مسئله به
حذف گرایی و
نهایتاً دشمن
ورزی علیه
یکدیگر خاتمه
می یابد. به جای
تقویت اتحاد
عمل کارگری با
احترام متقابل
به عقاید
یکدیگر؛
اقدامات
کارگری با
عمده کردن
اختلافات
سیاسی، به
افتراق مبدل
می گردد. به
جای تدارک
اقدامات
اثباتی ضد
دولت سرمایه
داری در اتحاد
با یکدیگر و در کنار یکدیگر؛
فعالیت ها از
روی چشم و هم
چشمی و در مقابل
یکدیگر
سازمان می
یابند. این
روش از کار یک
انحراف عمیقی
در درون جنبش
کارگری است که
باید هرچه
سریع تر اصلاح
گردد، وگرنه
عوارض مخرب و
جبران
ناپذیری را به
دنبال خواهد
داشت.
کارگران
پیشرو امروز
به دو دسته
تقسیم می گردند.
از یکسو،
کارگران
پیشرو سنتی که در
دوره پیش
نقش تعیین
کننده ای در
تداوم فعالیت
های کارگری
ایفا کرده و
به مثابه
رهبران عملی
توسط سایر
کارگران
شناخته شده
اند. از سوی دیگر،
کارگران
پیشتاز و
جوانان
کارگر، که گرچه
از تجربه دسته
اول برخوردار
نبوده، اما در
صحنه سیاسی
حاضر و فعال
هستند. بدیهی
است که باید
به نقش پیشین
کارگران
پیشرو سنتی ارج
نهاد. آنها در
دوران بسیار
مشقت بار و
دشواری
توانستند
تداوم
مبارزات
کارگری را با
ایثارگری و از
خودگذشتگی
حفظ کنند. اما
با باز شدن افق
ها سیاسی و
گشایش های
نوین؛
کارگران
پیشرو سنتی
توان تطابق
دادن خود به
وضعیت کنونی
را از دست
داده اند. آنها
درهای تشکیلاتی
خود را از ترس
از دست دادن
موقعیت پیشین
شان، بر روی
کارگران جوان
محکم
بسته اند. در
نتیجه
ناخواسته از
مسببین اصلی
افتراق و چند
دستگی شده
اند. عده ای را
به علت
«روشنفکر»
بودن حذف می
کنند، و برخی
را به علت
اعتقادشان به
ساختن «حزب»
کنار می
گذارند. عده
ای را به
عنوان عقاید «سندیکالیستی»
محکوم می کنند
و برخی را به
علت وابستگی
به یک «سازمان
خاص» طرد می
کنند.
به جای تمرکز
بر تقویت
بزرگترین
جبهه ضد
سرمایه داری،
آنها انرژی
خود را بر
تفتیش عقاید و
مرزبندی های
کاذب و غیر
اصولی نهاده
اند.بدیهی است
که با وضعیت و
روحیه کارگران
پیشرو سنتی؛
تدارک ایجاد
یک اتحاد عمل
سراسری ساده
همراه با آنان
عملی نیست؛ چه
رسد به ایجاد
«حزب پیشتاز
کارگری».
روند حزب سازی
بایستی همراه
با کارگران
پیشتاز و جوانان
کارگر؛ انجام
گیرد. جوانانی
که از یکسو در صف
مقدم جبهه ضد
سرمایه داری؛
و از سوی دیگر
در مقابل
بورکراسی در
جنبش کارگری
قرار گرفته اند.
در دوره
کنونی، تدارک
و ساختن یک
«حزب پیشتاز
کارگری»، بدون
مقابله شدید
با انحرافات
فرقه گرایانه
و
انحصارگرایانه
عملی نیست. امروز،
ساختن چنین
حزبی، همراه
با جوانان جنبش
کارگری، به
استراتژی
اصلی جنبش
کارگری مبدل
گشته است. در
دوره کنونی
مبارزه ضد
سرمایه داری
کارگران و
تلاش در راه
ایجاد تشکل
های مستقل
کارگری و
استقرار
دمکراسی
کارگری در درون
جنبش کارگری،
با ساختن «حزب
پیشتاز
کارگری»؛
پیوند خورده
است.
بدون
ایجاد نطفه
های اولیه این
حزب، گام ها
ضد سرمایه
داری کارگران
یا در دست
کارگران پیشروی
سنتی به کجراه
می رود و یا با
ندانم کاری ها
و خرده کاری
ها و فرقه
گرایی های
آنان مسدود می
گردد. تنها
تدارک و تحقق
چنین حزبی است
که می تواند
جنبش کارگری
را از بن بست
کنونی خارج
کرده و راه را
برای مبارزه
تا "سرنگون
کردن سیادت
بورژوازی" و
حاکمیت
کارگری؛
هموار کند.
مسئله محوری
کارگران
پیشتاز
رادیکال،
یافتن ابزاری
است که مبارزات
کارگری را از
جرقه به شعله
مبدل کند. به
سخن دیگر
مسئله مرکزی
ایجاد «مشعل
کارگری» یا
حزب پیشتاز
کارگری است!
امروز زمان
جبهه گیری ها
و قطب بندی ها
در درون جنبش
کارگری فرا رسیده
است. کارگران
پیشرو جوان و
متعهد؛ کارگران
سوسیالیست
انقلابی؛
برای تدارک
این نطفه
اولیه بایستی
خود را از
لحاظ نظری و
عملی آماده
کنند. اما
برای ایجاد
«حزب پیشتاز
کارگری» نیاز
به دوره ای از
تدارکات است.
حزب کارگری را
نمی توان از
یکسو، به شکل
قیم مآبانه و
بدون
دخالتگری در
درون جنبش
کارگری، و
بدون کارگران
پیشتاز،
ایجاد کرد.
اما از سوی
دیگر، در این
دوره
تدارکاتی نمی
توان در انتظار
ناجیانی نشست
که توان رهبری
جنبش کارگری را
از دست داده و
مبدل به
بورکرات های
کارگری شده
اند. این دوره
تدارکاتی می
تواند از هم
اکنون با
ایجاد یک گرایش
سیاسی متکی
بر یک ساختار
دموکراتیک و
اهداف و اصول رادیکال
کارگری آغاز
گردد. از
اینرو
پیشنهادات
زیر برای بحث
و تبادل نظر
با فعالان و
مبارزان
کارگری؛ ارائه
داده می شود.
این
پیشنهادات
عمدتاً خطاب به
فعالان
کارگری است که با
ضرورت ایجاد
حزب طبقه
کارگر توافق
داشته، و
مرزبندی خود
را عملاً از
یکسو با
گرایشات شبه
آنارشیستی و
سندیکالیستی،
و از سوی دیگر
با سازمان های
سنتی نشان
داده اند.
گام
های عملی
پیشنهادی
برای تدارک
ایجاد «حزب پیشتار
کارگری»
نخستین
گام؛ تشکیل یک
کمیته
تدارکاتی
موقت برای
تأسیس یک گرایش
سیاسی است.
این گرایش
«حزب پیشتاز
کارگری» نیست
و الزاماً به
خودی خود، و
به تنهایی به
«حزب پیشتاز کارگری»
مبدل نمی
گردد. هدف
تشکیل آن
صرفاً تدارک
ایجاد حزب
است. بیشتر
شباهت به
«جبهه»
ویژه ای از «فعالان
کارگری مدافع
ساختن حزب
کارگری» دارد. اما
در عین حال
همانند یک
گروه سیاسی
دارای برنامه،
اساسنامه و
اعضا است؛ و
دخالتگردر
امور کارگری.
گام
دوم؛ بحث و
تبادل نظر و
توافق حول
«اهداف و اصول»
(برنامه
عمومی) و
اساسنامه «
گرایش» است. این
روند می تواند
در ابتدا به
شکل مکتوب از
طریق یک
«بولتن بحث
درونی» انجام
گیرد و سپس در
نشریه «گرایش»
انتشار یابد.
گام
سوم؛ اعلام
موجودیت
«گرایش» و
انتشار یک نشریه
کارگری (و
سایت کارگری)
و تعیین نام و
نشریه گرایش
است.
گام
چهارم؛
دخالتگری
عملی در درون
جنبش کارگری؛
بر اساس اتحاد
عمل کارگری
همراه با سایر
گرایشات
کارگری و متحدان
بین المللی
جنبش کارگری
ایران است.
لازم
به ذکر است که
«گرایش» یک
ساختار کاملا
دمکراتیک و با
به رسمیت
شمردن
اختلافات
نظر(حق گرایش)
ایجاد می شود.
تمامی بحث ها
در مورد اهداف
و اصول
(برنامه)،
اساسنامه،
گزارش های
فعالیت ها در
نشریه «رو به
جنبش» انتشار خواهد
یافت. «گرایش»
بنا بر ماهیت
خود و وضعیت کنونی
حاکم بر جامعه
ایران؛ فقط می
تواند یک تشکیلات
مخفی و غیر
علنی باشد.
از
فعالان جنبش
کارگری و
جوانان مبارز
ایران که با
چشم انداز
ایجاد «حزب
پیشتاز
کارگری» توافق
دارند؛
درخواست می
شود که
در این راستا
پیش قدم شده و
در دوره
تدارکاتی نقش
تعیین کننده
ایفا کنند.
بخشی
از مقاله:
حزب
ابزار
برافروختن
اخگر به شعله
در
دفاع از
سوسیالیزم
انقلابی،
علیه رادیکالیزم
خرده
بورژوایی
آذر
1384