تروتسکیزم،
استالینیزم و سوسیال
دمکراسی
بخشی از نامه عده
ای از دوستان از ایران
«....ما علاقه ای
نداریم که در بحث های فرسایشی و بی
انتهایی بین المللی میان استالینست ها و
تروتسکیست ها شرکت کنیم. شما و استالینیست ها شاید
ما را متهم به پاسیفیست، رویزیونیست،
آپورتونیزم و.... کنید؛ اما ما فکر می کنیم که ایده
"یک کشور و یک حزب کمونیست" سیاست درستی
نه بوده و نه هست و نه خواهد بود؛ زیرا که تمام جنایت های
استالین و استالینیست ها متکی بر این سیاست
اشتباه بوده است.....»
دوستان گرامی؛
با سلام فراوان به همه شما که زحمت کشیده
و نامه خودتان را برای ما ارسال کردید. در ابتدا باید
بگویم که ما نیز به عنوان یک گرایش در درون جنبش
کارگری هیج علاقه ای به دامن زدن به بحث میان خودمان با
سایرین در مورد تروتسکیزم و استالینیزم
نداریم. به اعتقاد ما کار سیاسی هر جریان جدی
سیاسی تنها دامن زدن به بحث های تاریخی نیست
بلکه توجه به مسایل امروز جامعه خود و کوشش در یافتن راه حل های
واقعی است. نه تنها این، بلکه شرکت فعال روزمره در تحقق دادن آن راه
حل هاست. بحث در مورد استالینیزم و تروتسکیزم شاید
زمانی در سطح بین المللی بحث مرتبطی بوده؛ اما امروز به
ویژه پس از فروپاشی شوروی این بحث جایگاه
فرعی یافته و به یک بحث تاریخی مبدل شده است.
در اینجا لازم به ذکر است که
ما هرگز اعتقادی به حمل کردن «ایزم» ی به دنبال تشکیلات
خود نبوده ایم. نقطه شروع ما هرگز بت سازی و رهبر سازی نبوده
است. نقطه شروع کار ما شرکت در فعالیت جنبش کارگری ایران و کوشش
برای یافتن راه حلی برای پیشبرد مبارزات
کارگری بوده است. اما دوستان عزیز بايد توجه کنید که حل
مسایل جنبش کارگری ایران بدون کسب تجارب بین المللی
و داشتن چشم انداز روشن؛ غیر قابل تحقق است. مسئله کارگران ایران را
نمی توان با روش «تو نیکی کن و در دجله انداز.....» حل کرد.
یافتن راه حل ریشه ای برای کارگران و زحمتکشان را با روش
کار یک مددکار اجتماعی نمی توان به نتیجه
نهایی رساند. کارگران ایران بخش غیر قابل تفکیک
کارگران جهان هستند. تمامی مبارزات کارگران ایران در قرن پیش در
ارتباط تنگاتنگ با روش و کارکرد نظری و عملی کارگران سایر جهان
بوده است.
علم رهایی کارگران جهان؛
مارکسیزم، مرتبط به یک کشور اروپایی و زادگاه کارل مارکس
(آلمان) نبوده است. این علم برای رهایی کل کارگران
جهان از شر استثمار سرمایه داری ارائه داده شده است. در جهان امروز
تمام عناصر اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بهم پیوند
خورده اند.برای مثال در مورد علم طب؛ در هر نقطه جهان امروز برای بهتر
کردن سر درد از قرص آسپرین استفاده می شود. غیر منطقی است
اگر ادعا شود که آسپرین غربی
است و بی ارتباط به ایران چون در خارج تولید شده؛ و ما در
ایران باید از طریق مثلاً ورد و جادو سر درد را معالجه
کنیم. علم رهایی بشریت جهان شمول است. همانگونه که
سرمایه داری جهانشمول است؛ طبقه کارگر هم مسایل اش تنها در سطج
جهانی و با اتکا به تجارب تاریخی قابل حل است.
ما خود را
«تروتسکیست» به مفهوم اخص نمی دانیم. ما خود را سوسیالیست
انقلابی می دانیم. اما جدال های بین
المللی جنبش کارگری را برای تثبیت یک خط درست
برای جنبش کارگری ایران؛ بخشی از زندگی
سیاسی خود می دانیم. برای
مثال در بين الملل اول دو نظرگاه
بين المللی در مورد ماهيت دولت آتی مورد بحث قرار گرفت و دو فرد با نام های «مارکس» و «باکونین» معرفی کننده اين نظريات بودند. طرفداران
نظريه اول به «مارکسيست» معروف شدند
ودوم به باکونينيست (يا آنارشيست). اگر ما در آن زمان زنده بودیم نمی توانستیم ادعا کنیم
که: "ما علاقه ای نداریم که در بحث های
فرسایشی و بی انتهایی بین المللی
میان مارکسیست ها و آنارشیست ها شرکت کنیم؛ زیرا
مسئله ما کارگران ایران است!" و همان طور در بین الملل دوم در بحث بین المللی بین
سوسیال دموکرات ها و کمونیست ها در حمایت از جنگ نمی
توانستیم اذعان کنیم: " ما علاقه ای نداریم که در
بحث های فرسایشی و بی انتهای بین
المللی میان سوسیال دمکرات ها و کمونیست ها شرکت
کنیم".
دوستان عزیز،
انقلاب اکتبر
اولین انقلاب کارگری جهان بود
و کل جهان را در تمام عرصه ها تکان داد. تجارب بسیار غنی در این
انقلاب چه در عرصه عملی و چه نظری حاصل شد. پس از سپری شدن 88
سال هنوز نظریات این انقلاب مورد مطالعه و استفاده قرار می
گیرد. این انقلاب به شکست انجامید و یک گرایش
نظری این شکست را تئوریزه کرد و از تداوم و سنن آن دفاع کرد و
گرایش دیگر شکست را تضمین کرد. گرایش اول تروتسکیزم
بود و دوم استالینیزم. در بسیاری
از کشور ها نظرگاه دوم به مورد اجرا قرار گرفت از جمله ایران (از طریق
حزب توده). بررسی این مواضع برای جلوگیری از تکرار
اشتباهات بسیار حائز اهمیت است. چطور کسی قادر می شود که
بگوید: "ما علاقه ای نداریم که در بحث های
فرسایشی و بی انتهای بین المللی میان
استالینست ها و تروتسکیست ها شرکت کنیم" زمانی که تا
به امروز همین نظریات در شکل دادن تاریخ جنبش کارگری نقش
عمده داشته است. چگونه می توان این نظریات را بدون قدمی
در راه آشنایی با این مکاتب برداشته شده باشد؛ مردود دانست و
یا پذیرفت؟
اما در سطح جنبش
کارگری بین المللی تنها نظریات تروتسکیزم و
استالینیزم وجود ندارد. نظر سومی هم هست. آنهم نظریات
سوسیال دموکراسی، است. این نظرگاه متکی به عقاید
رهبران سوسیال دموکراسی همواره دعوای استالینیزم و
تروتسکیزم را یک دعوای خانوادگی (یا دو روی
يک سکه) و بی ربط جلوه داده و خود را فرای این دو موضع قرار
داده است. مواضع سوسیال
دموکراسی و تجارب تاریخی آن نیز بسیار حائز
اهمیت است. این گرایش فکری در سطح بین المللی
بيشترین لطمات را بر پیکر جنبش کارگری زده و هنوز هم می
زند. این گرایش عملاً به خادم سرمایه داری بین
المللی مبدل شده و با نام کارگران بیشترین خدمت را برای
حفظ و تداوم نظام سرمایه داری
و استثمار طبقه کارگر ایفا کرده است. در ایران هم این
نظریات به ويژه توسط اصلاح طلبان هیئت حاکم ترویج داده شده است.
در واقع بیشترین کتب انتشار یافته و ترجمه شده در دوره
اخیر در مورد این موضع بوده است. بدون تردید در وضعیت
کنونی این نظریات تاثیرات خود را در میان جوان می گذارد. زیرا که تنها منبع
مطالعاتی در کشور اختناق زده ایران است.
اما با افزایش نظریات سوسیالیزم انقلابی
این گرایشات منزوی می شوند. جوانان انقلابی
ایران نتایج مخرب اصلاح طلبی را در دوره خاتمی مشاهده کردند.
نظریاتی که خواهان مماشات با سرمایه داری بوده و نقش
مستقل کارگران و تشکلات آنها را وابسته به دولت سرمایه داری می
کند؛ بهای سنگینی بر زحمتکشان تحمیل خواهد کرد (خواسته
یا ناخواسته).
دوستان عزیز؛
ما نیز موافق یک سیستم تک حزبی در جامعه ایران
نیستیم. ما هم با شیوه کار و نظریات
استالینیزم مخالف هستیم. ما مدافع دموکراسی کارگری
و رعایت حق گرایش در درون جنبش کارگری هستیم و مبلغ تعدد
احزاب و تنوع عقاید در جامعه. اما در ضمن خواهان انحلال جنبش کارگری
در درون دولت سرمایه داری نیز نیستیم. ما خواهان
تشکیلات مستقل کارگری از جمله حزب طبقه کارگر هستیم. زیرا
اعتقاد داریم که طبقه کارگر هم مانند سرمایه داری نیاز به
تشکیلات خود دارد. اما در درون آن حزب کارگری خواهان احترام به
نظریات گوناکون نیز هستیم. دموکراسی که ما خواهان آن
هستیم به مراتب عالی تر از دموکراسی سرمایه داری است
(حتی در جوامع غربی). دولتی که ما خواهان آن هستیم؛
دموکراتیک ترین دولتی است که تاریخ به خود دیده
است. دولتی است متشکل از نمایندگان منتحب تمام اقشار جامعه که بصورت
شورایی و دموکراتیک عمل می کند. آزادی که ما خواهان
آن هستیم در هیچ کشور اروپایی وجود ندارد. ما نباید
فریب دموکراسی صوری کشورهایی اروپایی
را بخوریم. در این کشورها مردم در واقع فاقد آزادی هستند و تمام
ابزار تبلیغاتی و اداری در دست سرمایه داران است. ما
خواهان جامعه ای به مراتب دموکراتیک تر از این کشورها هستيم.
دوستان عزیز؛
باید از تجارب تاریخی استفاده کنیم و بی غرض
متون تاریخی جنبش کارگری را مطالعه کنیم و آن تجارب
را در جامعه خود بکار بندیم. بحث ها و تبادل نظرها را
با اتهام زنی و بر چسب زنی متوقف نکنیم. همه ما خواهان یک
جامعه بهتر برای ایران هستیم. همه ما خواهان یک دولت
دموکراتیک هستیم که در چارچوب آن همه احزاب آزاد باشند. همه ما خواهان
برچیدن اختناق و استثمار هستیم. اما برای دسترسی به
این راه باید از تجارب بین المللی قرن پیش استفاده
کنیم. با تروتسکیزم آشنا شویم و اشکالات نظری آن را بحث
کنیم. استالینزم و انحرافات ناشی از آن را بشناسیم.
سوسیال دموکراسی و تجارب آن در جنبش کارگری را مورد مطالعه
دقیق قرار دهیم. جوانان باید از همه تجارب برای ساختن
یک جامعه نوین استفاده کنند. اکنون زمان جبهه گیری
های کاذب نیست. نقد های خود را باید صبورانه و دقیق
مکتوب بنویسیم و با سایرین به بحث گذاریم. از دادن
شعارهای افتراق آمیز بپرهیزیم. گرایش ها و
نیروهای انقلابی ترسی از تبادل نظر نباید داشته
باشند.
28 تیر 1384