کوچه های بن بست قيم مابی!

جلال مزينانی




در شماره ی پنجم « نشريه جوان سوسيا ليست» من مقاله ايی تحت عنوان « نکاتی در مورد قيم مابی سازمان جوانان حزب کمونيست کارگری» نوشتم . در نقد آن نوشته ، « نيما کارگر» که خود را دانشجويی در تهران معرفی کرده ، مطلبی نوشته بنام « از کوچه پس کوچه های انزوا » (1) که در قسمت بحث آزاد سايت «اتحاديه جوانان سوسياليست انقلابی» درج شده است. نوشته حاضر پاسخی است به نوشته نيما کارگر که برای سهولت کار، من آن قسمتهايی از نوشته ی ايشان را که ارزش پاسخگويی دارد را، ابتدا نقل کرده و در ادامه ی هر نقل و قول، پاسخ خود را (به رنگ آبی) درج نموده ام.

" نمی بينيد که در اعتراضات گذشته منشور سياسی حزب کمونيست کارگری ( به جز دو بندی که مربوط به جدايی دين و دولت بود) را جوانان دانشجو بصورت پلاکارد در دست ها گرفتند و به عنوان خواسته هايشان معرفی کردند؟ نمی بينيد که سر بند هايی که با شعار محوری حزب ( آزادی برابری) بر سر جوانان بسته شده بود؟ نمی بينيد که حتی در نشريات دانشجو حرف های حزب را می زنند؟ و حتی من در چند نشريه ديدم که علنا نام حزب کمونيست کارگری نوشته اند"

اين هم يکی ديگر از موارد قيم مابی شماست که می خواهيد همه چيز را به نام خودتان ثبت و ربط بکنيد. شعارهای دموکراتيک ما جوانان در غيبت نيروهای چپ و کموينست تا به امروز، بر بستر مبارزات ما شکل گرفته است. جوانان دانشجو ( درشکل عام کلمه) در طول بيست و پنج سال حاکميت ننگين سرمايه داری- آخوندی حاکم بر ايران، از مبارزه و شکست های خود چيز يا د گرفته و سعی نموده اند که شعارهای حداقل خود را به يک سری شعارهای حداکثر ارتقا دهند. ارتقاء انتظارات و مطالبات جوانان به تلاطمات و جنبش های توده ايی داخل پيوند خورده است. نگاه کنيد به مبارزات جوانان در تيرماه 1378 و خرداد 1382 . اين مبارزات دارای نقاط ضعف و قوت های زيادی است و هر گونه ارتقا آگاهيهای عامه در تنور حرکتهای جمعی به دست آمده که متاسفانه هنوز نتوانسته به يک تشکل قدرتمند سراسری جوانان منجر شود. هدف ما تلاش و مبارزه ی مستقل - نه فتوا و دستورالعمل صادر کردن - در راستای ايجاد تشکلات کمونيستی واقعی در بطن مبارزات جوانان داخل ايران است.


" نمی بينيد که حتی تحکيم وحدتی ها و دوم خردادی ها هم کمونيسم را با نام حزب کمونيست کارگری می شناسند؟ …"

دفتر تحکيم وحدتی هايی که از زمان پيدايش خود به جز حمايت در جهت استمرار رژيم کثيف جمهوری اسلامی کاری را از پيش نبرده اند، سعی دارند با يک کاسه کردن مفهوم کمونيزم و حککا، نام کمونيست را به لجن بکشند. چراکه عملکرد حککا آنقدر پر تناقض و غير واقعی است که دفتر تحکيم وحدتی ها از آن برای ضربه زدن به کمونيسم انقلابی بهره می برند . برای روشن شدن قسمتی از تناقضات حککا مثلا نگاه بکنيد به هم زدن کنفرانس برلين از يک طرف و فرستادن نامه ی فدايت شوم برای خانم مهر انگيز کار، دفاع از جنبش دانشجويی از يک طرف و به هم زدن سخنرانی منوچهر محمدی در آلمان، دفاع از کمونيزم و برقراری حکومت کارگری از يک طرف و درخواست از شازده رضا پهلوی برای شرکت در کنگره حککا و شرکت در تظاهرات با سلطنت طلبان، صحبت از اختناق و استبداد اسلامی کردن از يک طرف و چا پ کردن توهم برانگيز عکس های سه در چهار رهبران جريان حککا در روزنامه هايشان، و...

دوست عزيز علی رغم حضور در داخل کشور، ما به تمام اين مسائل وا قف هستيم و به قولی " نخورديم نون گندم ولی ديديم دست مردم! ".


" اگر به نشريه جوانان کمونيست در شماره هايی که بين 20 خرداد تا 18 تير منتشر می شد نگاه می کرديد اين "عدم ارتباط!!!" را به خوبی می ديديد که چگونه جوانان مشتاق و فعالين کمونيست درون مرزی جنبش کمونيسم کارگری با حزب تماس می گرفتند. کمی ( و فقط کمی) منصف باشيد. باور کنيد که لجن پراکنی ، تهمت و افترا و بستن دروغ به حزب کمونيست کارگری روش شرافتمندانه ای برای مطرح شدن نيست" .

شما متاسفانه هنوز مفهوم « رابطه ارگانيک» را درک نکرده ايد. رابطه ارگانيک به معنی داشتن ده تماس در اين شهر و پنج تا در شهر ديگر نيست، که نهايتا از آنها بخواهيم که بيايند و به حزب يا سازمان ما بپيوندند. اين برداشت حککا ، يک برداشت قيم مابانه و کدخدامانشانه است.

منظور از رابطه ارگانيک در شکل جنينی آن ايجاد محافل و هسته ها و در شکل بالغ آن ، برقراری شبکه ايی ازارتباطات بين اين تشکلات است. تشکلاتی که قادر هستند در مبارزات جوانان شرکت کرده ، آنها را راديکا ل نموده و رهبری مادی حرکتها را بدست بگيرند. آيا سازمان جوانان حککا تا به حال توانسته حتا در يک اعتصاب کوچک دانشجويی نقش ايفا کند! قمستی از فعالين اتحاديه حداقل می توانند در جواب اين سوال بگويند بله، در موارد هر چند مقطعی، ما دخالت کرديم، سازماندهی کرديم و تلاش ما اين است که با ارتباط گيری با ساير فعالين جنبش جوانان، مبارزاتمان را سراسری کنيم.


" شما که ساز مان را يک" زائده قيم ماب" توصيف کرده ايد و آن را بی ارتباط به جامعه می دانيد، چرا حجم زيادی از نشريه 3 تيراژی تان و سايت فراگيرتان! ( کلا کار روزانه تان) را مشغول به اصطلاح نقد اين جريان کرده ايد؟ آيا اين نشان از وحشت روز افزون شما در قدرت گيری کمونيسم و مشخصا کمونيسم کارگری نيست؟ اگر ما بی ربط به جامعه هستيم و صرفا يک زائده هستيم اين شلوغ بازی ها و در بوق و کرنا دميدن ها برای چيست؟ اين تناقض را چگونه پاسخ می دهيد؟ "

فکر می کنم قمست عمده ايی از پندار و کردار خرده بورژوا های پر مدعای وطنی در گفتار و نوشتار آنها تجلی می يابد. در همين راستا چاشنی اتهام زنی، هتاکی ، فحاشی و پيشگويی قسمت لاينفک عملکردهای خرده بورژوای وطنی است. مثلا يکی از مواردی که مکتشف ما پيشگويی کرده تيراژ نشريه جوان سوسيا ليست است. يعنی تنزل دادن يک عمل انقلابی به محور کميتهای که در جامعه بورژوايی بر کيفيت ها بايد بچربد. يعنی اعتقاد داشتن به نشريات الوان و بی سر و ته که منابع مالی آن در هاله ايی از ابهام باقی می ماند و نويسندگان آن بصورت تمام وقت بايد چارچوبهای نشريه خود را بر بستر تفکرات و ايدئولوژيهای عامه پسند قرار دهند. اين يعنی مرگ نيروی انقلابی و غرق شدن در هوچی گری و تخيلات من در آوردی.

اما، اگر سازمان جوانان حککا و کلا حککا بی ارتباط به جامعه هستند چرا ما به نقد آنها می پردازيم؟ در تاريخ 150 ساله مبارزات جنبش کارگری- کمونيستی جهان، انقلابيون کمونيست در کنار مبارزه بر عليه سرمايه داری با تمام عمله و اکره اش به مبارزه بر عليه جريانات منحرف باصصلاح کمونيست ، پرداخته اند چراکه اين مبارزات از هم جدايی ناپذيرند.

افشا و نقد جرياناتی مانند حککا که عالمانه جلوی مبارزات خودجوش و مستقل اجتماعی را سد می کنند و يا می خواهند به آنها افسار تشکيلاتی خود را بزنند، صف واقعی کمونيست ها را تقويت می کند. نقد و افشای حککا، نه به معنی توده ايی بودن اين جريان است و نه به معنی ترس از اين جريان بلکه جريانات اين چنينی به مانند امراض و بيماريهای هستند که نيروهای انقلابی بايد با پراتيک انقلابی و حقيقی، آن هم در داخل کشور اين ويروسهای ناقل بيماری را واکسينه کنند.

مدافعين يک خط انقلابی زمانی روئين تن و جاری می شوند که علاوه بر شرکت در مبارزه طبقاتی، تدوام بخشی به خود سازمانيابی توده ايی، تشکيل شبکه های مبارزاتی و نهايتا حزب واقعی پيشتاز انقلابی، بر سياستهای مماشت جويانه ی جناح چپ سرمايه داری ( مانند حککا) نيز خط بطلان بکشند.

" می گوييد جوانان کمونيست در تشکيل سازمانشان هيچ نقشی نداشته اند. و دليل اصلی آن که وجود اختناق و حاکميت سرمايه داری جمهوری اسلامی است را به مسخره می گيريد. و آن را "بهانه تراشی" می ناميد. دوست گرامی، اميد وارم که هيچ وقت چنين اتفاقی برايتان نيفتد، ولی اگر يکبار پايتان به بازداشت گاه ها يا اطلاعات رژيم باز شود و ببينيد که چه جهنمی است ديگر اينگونه برخورد نمی کنيد. در اروپا نشستن و آبجو خنک را سر کشيدن و آنگاه اختناق را بهانه تراشی خواندن کار ساده ای است. خواهشا کمی واقع بينانه برخورد کنيد" .

ما جوانان سوسياليست انقلابی با مطالعه دقيق در عملکرد سازمانهای سنتی و قيم ماب چه در مقطع انقلاب و چه در حال حاضر، به اين نتيجه رسيده ايم که اکثريت اين جريانات منجلمه حککا، جريانات عکس العمللی و بدون ريشه هستند. شعارهای پر طمطراق و تو خالی سر دادن دليل بر حقا نيت نيست؛ وجود استبداد آخوندی موجود نبايد ما را به دور زدن مبارزات اجتماعی و افسار زدن به آن سوق دهد. جريان حککا دقيقا با ساختن حزبی که نه ماهيت کمونيستی دارد و نه پايه ی مادی کارگری، دقيقا در همين مسير انحطاط گام بر می دارد.
نمی شود صرفا از آنجايی که اختناق شرايط دشواری را برای جوانان مبارز فراهم آورده، ايده های زود ثروتمند شدن را ترويج کرد. نظراتی که در يک تند باد تاريخی بعلت عدم پرورش کادرهای ورزيده و انقلابی و کار صبورانه از ريشه در می آيد و نابود می شود. امروز وظيفه تک تک جوانان سوسيا ليست انقلابی، کمونيست ، چپ و مترقی کار صبورانه و درازمدت است . کار انقلابی و کمونيستی که از کوچکترين تا بزرگترين سطوح مبارزاتی را در بر می گيرد.

در جديدترين يورش شب آويزان جمهوری اسلامی در خرداد 1382، در کنار چند صد دانشجوی دستگير شده ، تعدادی از فعالين ما بودند که از سوله های آهنی شکنجه در امير آباد و تازيان های ماموران حفاظت و اطلاعات گذر کرده و سر افراز، بدون پوزهای سياسی که مقلدين حککا در خارج کشور مطرح می کنند، از آزادی و عدالت اجتماعی نه در خلا بلکه در زندگی واقعی دفاع کردند.


" ... سازمان جوانان تنها يک ظرف است. يک ظرف متشکل کننده، که مبارزات هسته های کمونيستی داخل کشوری را حول سياست های کمونيستی و انقلابی متشکل و متحد کند. لذا حرف کودکانه شما که گفته ايد سازمان هيچ اعتقادی به شکل گيری تشکلات خود جوش کمونيستی ندارد، ياوه ای بيش نيست. "

سازمان جوانان حککا نمی تواند يک ظرف هماهنگ کننده ی حرکتهای مستقل جوانان داخل کشور باشد چراکه اين جريان زائده ايی از حزب کمونيست کارگری است. نمی شود با بی اعتنايی و عدم ارتباط با جوانان داخل کشور و بر فراز سر آنها يک تشکل با برنامه و ساختارهای تشکيلاتی در خارج کشور ايجاد کرد.
تشکيلات کمونيستی واقعی جوانان با تاکيد بر درک ضروت ها و واقعيت ها و بر بستر مبارزات جوانان شکل می گيرد. برداشت فعالين حککا از سازمان جوانان يک برداشت کاسبکارانه است که در آن سعی دارند برای جذب نيروهای جديد به تشکيلات خود، دست به هر عمل حقيری بزنند.

" روشنفکران تشنه و آرزومندی که زاد توشه فکری تنک مايه شان آنها را در برابر احزابی مانند حزب کمونيست کارگری خلع سلاح کرده است. بورژوايی هستند ... " .

اين قسمت از نوشته ی مقلد کمونيست به اصطلاح کارگری آينه تمام نمای ماکياوليسم کور است که می گويد " هر که با ما نيست بر ماست". تفکری که خود را در زندان باورها و تخيلات اش محصور کرده و سعی دارد با خاصيتهای خود محوربينی و خودبزرگ بينی، خود را در هر عروسی داماد و در هر تشيع جنازه فقيد جا بزند.


کلام آخر:

ما سرنوشت احزاب و سازمانهای پر طمطراق و غير مرتبط با مبارزات مردم را چه در سطح ايران و چه در سطح جهان مشاهده کرده ايم. جرياناتی که در تندبادهای تاريخی اتميزه و يا نابود شدند. با زائده تراشی و ژست های رنگارنگ نمی توان ماهيت کهنه ی نظريات سردمداران حککا را پوشش داد. همانطوری که پيشتر بر آن تاکيد کردم ، سازمانيابی و سازماندهی جوانان داخل ايران يک امر صبورانه و طولانی مدت است که بدست خود جوانان انقلابی داخل کشور در جريان است.

اتحاديه جوانان سوسيا ليست انقلابی ايران، پلاتفرمی است که بر بستر مبارزات جوانان داخل کشور شکل گرفته است. رفقای اتحاديه از بين جوانانی تشکيل يافته اند که بدون شلوغ کارهای متداول چپ نا مربوط و پوپوليستی ( نظير حککا) مشغول سازماندهی و مبارزه هستند. اتحاديه به شکل يک تشکل قيم ماب با مرامنامه و اساسنامه های از پيش طراحی شده و يا کپی شده از اين يا آن حزب کمونيست فرنگی بوجود نيامده بلکه هر تئوريی که تا به امروز در چنته دارد از پراتيک واقعی فعالين اين جريان به دست آمده است. هدف فعالين اتحاديه ايجاد يک بلوک سوسيا ليستی واقعی و نه تصنعی در بطن جامعه است و در اين راه از هيچ کوششی فرو گذاری نمی کنند. فعالين اتحاديه خواستار ا لحاق به پيشگام دانشجويی و پيشرو کارگری هستند و بر خلاف نقطه و نظرات حککايی از تشکيلاتشان صرفا بعنوان ابزار نه هدف بهره می برند.


(1) متن کامل نوشته ی « نيما کارگر» تحت عنوان « از کوچه پس کوچه های انزوا »


 


 


Back