نگاه کوتاه به استنباط های آخوندی
در مورد وبلاگ نويسی


جلال مزينانی

 

رژيم جمهوری اسلامی و نظريه پردازان آن از موج جديد وبلاگ نويسی جوانان ايرانی به وحشت افتاده اند. وبلاگ نويسی که پديده بسيار جديد می باشد، در مدت بسيار کوتاه ايی به يک چيز نسبتا جا افتاده در ميان قشر وسيعی از جوانان و ميان سالان ايرانی تبديل شده است.


نگاه کنيد به نقطه نظرات دو نفر از به اصطلاح استادانی که مخالف وبلاگ نويسی هستند و سعی کنيد به استنباطهای آخوندی آنها توجه کنيد:


1- پديده ي وب لاگ نويسي در جامعه ما به نوعي افيون درمان ناپذير تبديل شده است. افرادي كه داراي وبلاگ ميشوند، معمولا خود را وقف اين كار ميكنند و كارهاي مثبت و مفيدي كه به عهدهشان است، انجام نميدهند. وب لاگ فضاي بازي است كه استفاده ی كنترل نشده از آن ميتواند به مسخ و به بردگي كشيدن افكار جوانان منجر شود. اگر كنترل جدي بر دنياي وب لاگ صورت نگيرد در آينده تاثيرات منفي خيلي زيادي بر ايدئولوژي، باورها و تفكرات جوانان خواهد گذاشت و اين پديده ميتواند باعث كنترل كردن جامعه از سوي افراد پليد شود. دكتر فرجامي، با اشاره به نبودن امكان فني براي بستن وب لاگها، گفت: براي مقابله با خطرات اين ناحيه، بايد جوانان را از لحاظ ايدئولوژيك، محكم، قوی و مستدل بار آورد و فكر آنها را به عنوان مهمترين و ارزشمندترين بخش وجودشان معرفي كرد و به آنها فهماند كه حكاكي در افكار خود را به دست ديگران نسپارند.

( دکتر يعقوب فرجامی- استاد دانشکده ی علوم دانشگاه تهران)

برخورد کوتاه به اين نقطه نظر: تا آنجا که به ما جوانان بر می گردد، افيون اساسی موجود، سيستم عقب افتاده ی حاکم بر مملکت ماست که بر تمام امور ما جوانان سيطره اختاپوسی دارد. وبلاگ نويسی يک افيون نيست بلکه پديده ايی است که از آن می شود در جهت شناخت معضلات و زائده های سرطانی موجود در اجتماع بهره برد. آن کسانی ( نظير دکتريعقوب فرجامی) که از گسترش فضاهای باز در جهت شکوفا شدن ذهنيت جوانان در هراس هستند، در حقيقت موجوديت حقير خود و حکومتشان را در خطر می بيند. دوران شستشوهای مغری سپری شده است و به هيچ وجه نمی شود جلوی سياليت اطلاعات را با سانسور يا سرکوب گرفت.

2- وبلاگهاي بي نام و نشان را نميتوان جزيي از اين سيستم دانست چرا كه وجود شرايط پنهان در ارسال و دريافت مطالب، در حيطه ی شايعه و تقلب رسانههاي قرار داشته و اين نكته در اهداف و كاركردهاي وبلاگ نويسي نميگنجد و در نتيجه، ناشناس بودن نويسنده، اين حق را به مخاطب مي دهد كه نسبت به صحت و مستند بودن مطالب ترديد داشته باشد، كه در اين صورت كنترل كردن وبلاگها جاي شكايت نخواهد داشت.


( دکتر علی اکبر قاضی زاده – روزنامه نگار و استاد ارتباطات داشنگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران)

برخورد کوتاه به اين نقطه نظر: جناب استاد، آيا از خود سوال کرده ايد که چرا اسامی اکثريت نويسنده های، وبلاگهای ايرانی مستعار است؟ در يک کلام بخاطر خفقان و سرکوب رژيم اسلامی.

 

 


 


Back