قوانین ضد زن منسوخ باید گردد
امروز دوشنبه 22 خرداد، جمعیتی حدود پنج هزار نفر بطور پراکنده در میدان هفت تیر تهران، از دقایقی قبل از ساعت مقرر شده (5 بعدازظهر) در میدان هفت تیر برای تجمع زنان تخت عنوان "لغو قوانین زن ستیز"، در رفت و آمد و در جاهایی تجمع کرده بوددند. پلیس سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی از همان دقایق اول وظیفه سرکوب خود را اجرا کرد. حملات پلیس منعکس کننده وحشت کل رژیم حاکم بود. وحشت در آنها از نوع حمله به زنان بی سلاح و بدون وسیله دفاعی دیده می شد. در فاصله کوتاهی عده زیادی رابه ماشین های از قبل آماده شده هل داده و با ضرب و شتم به داخل ماشین می انداختند. لباس شخصی ها که تصویر دیگری از وحشت رژیم حاکم هستند و درست به این دلیل خود را در لباس عامه مردم درآورده و در میان مردم پرسه میزنند، نقش سرکوبگرانه خود را امروز نیز انجام دادند. به سختی می شد به افراد بقل دستی اعتماد کرد مگر اینکه از قبل آشنا بوده باشند. در همه جا پلیس و اطلاعاتی و لباس شخصی مملو بود و از همه بدتر زنان پلیسی که با باتوم به زنان حمله کرده دستگیر می کردند و دوربین ها را میگرفتند و می زدند. خشم معترضین به دلیل حضور سرکوبگرانه این عده از زنان پلیس بیشتر می شد. همه میدانستند که آنها به اینجا گسیل شده اند که هم صفوف زنان را در هم بریزند و هم به سرکوب زنان به وسیله زنان پلیس جنبه حقوقی دهند. مضحک اینجا بود که حتی در بین پلیس زن و مرد اختلاف و تبعیض دیده می شد!
از یکسو سرکوب بسیار سازماندهی شده و شدید و از اینرو قادر بود که صفوف تجمع کنندگان را به راحتی متفرق کند و از سوی دیگر سازماندهی این تجمع بسیار ضعیف و بدتر از آن اعتماد به نفس در میان معترضین نیز بسیار پائین بود. این دو عامل توانست قبل از آنکه تجمع به خود شکل داده و حتی آغاز شود از هم پاشیده و متفرق شود. علاقه تجمع کنندگان به ادامه تجمع باعث می شد که جمعیتی مرتب از یک ضلع میدان به ضلع دیگر در حرکت باشند اما میدان را ترک نکنند. به تدریج که سرکوب توانست در میان تجمع کنندگان تاثیر منفی خود را بگذارد جمعیت رفته رفته کاهش پیدا کرد و شکار افراد شناسایی شده توسط پلیس آغاز شد.
در این کشور زنان حتی برای بیان خواسته های خود حق تجمع ندارند اما "انرژی هسته ای حق مسلم" مردم فرض میشود! در نظامی که اصولاً چیزی به اسم "حق" وجود ندارد، بدیهی است سرکوب لجام گسیخته اعتراضات همواره اجرا خواهد شد و اگر چنین است، یا نباید فراخوان تجمعی داده شود و یا اگر فراخوان داده میشود باید تدارک دفاع از خود در مقابل یورش وحشیان سرکوبگر را هم دید. موضوع فقط این نیست که امکان تجمعی حق طلبانه از بین میرود مسئله بر سر این است که این امر باعث کاهش اعتماد به نفس شده و سرکوبگران را به طور دائمی در مقام سرکوبگرانه خود نگه میدارد. کسانی که فراخوان تجمع میدهند باید همزمان اعلام کنند که در صورت حمله سرکوبگران از خود دفاع کنیم. متحد و یکپارچه در مقابل آنها بایستیم. نگذاریم جلوی چشمانمان حتی یک نفر دستگیر شود. اگر قادر به دادن چنین فراخوانی نباشیم و چنین کاری را جایز ندانیم باید دانست که در واقع موضوع دفاع از حقوق و مطالبات جای خود را به تسلیم در مقابل ظلم و پذیرش ستم خواهد داد. به عبارت دیگر فراخوان برای اعتراض یا تجمعی بدون آمادگی برای دفاع از خود در مقابل یورش پلیس، آگاهانه یا نا آگاهانه مسیر به شکست کشاندن جنبشی را فراهم میکند.
همه فعالین در عرصه های مختلف جنبش اجتماعی باید بدانند که این رژیم بسیار ضعیف تر از آنچیزی است که نشان میدهد. آنچه که نشان میدهد تقلا های از روی وحشت سقوط است. باید این موقعیت را عمیقاً درک کرد و شناخت تا به نتیجه محوری کردن شعار سقوط کل این نظام رسید. پاسخ این حملات را در محور کردن مطالبه سقوط نظام جمهوری اسلامی دهیم. فقط همین گزینه میتواند جنبش را گامی به جلو و اعتماد به نفس را بازگرداند. این تنها گزینه ایست که میتواند جنبش زنان و کارگران و سایر جنبش های اجتماعی را از مرحله گره خورده کنونی خارج کند.
زنده باد اتحاد وسیع برای پیشبرد این امر!
جوان سوسیالیست
22 خرداد 1385
http://www.javaan.net